بی بدیل  - Bibadil  
     تاریخ: 05 اردیبهشت 1398    25 آوریل 2019

طنز و خنده بی بدیل برای شما

. . . .

طنز و خنده عدم نمایش
 
امکانات سایت عدم نمایش
 
وضعیت کاربر عدم نمایش

    نام کاربر         

      کاربر مهمان
 
  ورود به سایت 
   
  عضويت در سایت
 
 تبلیغات عدم نمایش
خرید و فروش خودرو
آتلیه دات کام
آموزشگاه خیاطی ترمه سرا
آموزش سازمانی
طراحی سایت
آتلیه عروس
آتلیه های عکاسی مشهد
آموزشگاه خیاطی
اجاره اپارتمان مبله در تهران
اجاره خودرو
امدادخودرو،شماره امداد خودرو،تلفن امداد خودرو،امدادیار،امداد
بهترین آموزشگاه زبان تهران
تاج گل
ترجمه مقاله، ترجمه تخصصی
چت روم
چت روم
چت روم ، قشم چت
خرید بلیط هواپیما
خرید تیشرت بدنسازی ،خرید تیشرت،خرید تیشرت ورزشی،خرید لباس ورزشی
خرید و فروش خودرو
دانلود آهنگ ایرانی
رزرو هتل خارجی
سم ساس قوی ، از بین بردن تخم ساس ، کشتن ساس تضمینی
صندلي تالار صندلي تالاري صندلي شيواري صندلي رستوران مبل تالار
صندلی تالار صندلی تالاری صندلی شیواری مبل استیل تالار
صندلی تالار صندلی تالاری صندلی شیواری مبل استیل تالار صندلی
صندلی تالار-صندلی تالاری-صندلی شیواری-مبل تالار-میزوصندلی تالار
طراحی سایت
فروش اقساطی خودرو
فیش حج
فیش حج
فیش حج
لیس گپ
نقاشی ساختمان، نقاشی ساختمان در تهران ، کرج ، اندیشه
یونولیت

تعرفه تبلیغات
 
آموزش آشپزی نمایش


 به جامعه مجازی بی بدیل بپیوندید... ورود  ثبت نام
مردها الکی دروغ نمی گن  
بی بدیل - مردها الکی دروغ نمی گن

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتي در حال گريه كردن بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟ هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت.
آيا اين تبر توست؟ هيزم شكن جواب داد: نه فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوش حال شد و هر سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوش حال روانه خونه شد. يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟ اوه فرشته، زنم افتاده توي آب.
فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شكن فرياد زد: آره!
فرشته عصباني شد. تو تقلب كردي، اين نامرديه !
هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته منو ببخش. سوء تفاهم شده. مي دوني، اگه به جنيفر لوپز نه مي گفتم تو مي رفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز نه ميگفتم، تو مي رفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره.

فرشته از صداقت مرد خوش حال شد  و تصميم گرفت خودش زن اين مرد راستگو شود و همين كار را هم كرد و آنها تا آخر عمر به خوبي و خوشي با هم زندگي كردند.

نكته اخلاقي: هر وقت مردی دروغ ميگه به خاطر يه دليل شرافتمندانه و مفيد است.

   
 
تبلیغات
 

 مقالات طنز    
  نظر دهید (1)نظر
تاریخ:  1389/10/24 نوشته شده توسط : مدیر سایت
این مطلب را برای دوستتان بفرستید


برخی از نظرات شما:  
عصبانی ناظر گفت:
 

کااااااااااااااااااااااااااااااااااملاااااااااااااااااااااا غلط.

  تمام حقوق معنوی سایت بی بدیل طبق قوانین مالکیت معنوی محفوظ میباشد
استفاده از مطالب سایت بی بدیل با ذکر منبع مجاز است.
درباره ما  پیشنهادات  تبادل لینک
سایت بی بدیل دات کام  ،  بی بدیل دات ایران
 
  
>