بی بدیل  - Bibadil
03 بهمن 1398   23 ژانویه 2020
نام کاربر:
کاربر مهمان
ورود به سایت
عضويت در سایت
     



به جامعه مجازی بی بدیل بپیوندید... ورود ثبت نام

  

قرآن کریم ، سوره طه

از نوع مکی ، جزء 16  مشتمل بر 135 آیه


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ طه (1 )
طه (ای مشتاق حق و هادی خلق). T H .

مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَىٰ (2 )
ما قرآن را از آن بر تو نازل نکردیم که (از کثرت عبادت خدا و جهد و کوشش در هدایت خلق) خویشتن را به رنج درافکنی. We did not descend the Koran on you to (to) be miserable/unhappy.

إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَىٰ (3 )
تنها غرض از نزول قرآن آن است که مردم خداترس را متذکر و بیدار سازی. Except (as) a reminder to who fears.

تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى (4 )
این کتاب بزرگ فرستاده آن کسی است که زمین و آسمانهای بلند را آفرید. Descent from who created the earth/Planet Earth and the skies/space, the high/elevated.

الرَّحْمَٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ (5 )
آن خدای مهربانی که بر عرش (عالم وجود و کلیه جهان آفرینش به علم و قدرت) مستولی و محیط است. The merciful on the throne He aimed to/sat on/straightened .

لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ (6 )
هر چه در آسمانها و زمین و بین آنها و زیر کره خاک موجود است همه ملک اوست. For Him what (is) in the skies/space, and what (is) in the earth/Planet Earth, and what (is) between them (B), and what (is) below/beneath the moist dust/earth .

وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى (7 )
و اگر به آواز بلند یا آهسته سخن گویی (یکسان است که) همانا خدا بر نهان و مخفی‌ترین امور جهان کاملا آگاه است. And if you publicize/declare with the saying/word/opinion and belief , so that He truly knows the secret and (what is) more hidden.

اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ (8 )
به جز خدای یکتا که همه اسماء و صفات نیکو مخصوص اوست خدایی نیست. God, no god except Him, for Him (are) the names the best/most beautiful .

وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَىٰ (9 )
و آیا داستان موسی به تو رسیده است؟ And did Moses`, information/speech come to you?

إِذْ رَأَىٰ نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى (10 )
آن‌گاه که آتشی مشاهده کرد و به اهل بیت خود (که در بیابان سرد به آتش محتاج بودند) گفت: اندکی مکث کنید که از دور آتشی به چشم دیدم، باشد که یا پاره‌ای از آن آتش بر شما بیاورم یا از آن (به جایی) راه یابم. When he saw a fire, so he said to his family: "Wait/remain/stay, that I , I perceived/saw a fire, maybe/perhaps I come to you from it with a fire`s flame/torch, or I find on (at) the fire guidance."

فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ يَا مُوسَىٰ (11 )
چون موسی به آن آتش نزدیک شد (در میان درختی آتشی روشن دید و از آنجا) ندا شد که ای موسی، So when he came to it, (it) was called: "You Moses."

إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ۖ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى (12 )
منم پروردگار تو، نعلین (همه علایق غیر مرا) از خود به دور کن که اکنون در وادی مقدس طوی (و مقام قرب ما) قدم نهاده‌ای. That I, I am your Lord, so take off your two shoes , that you are at the Valley the Holy/Hallowed/Sanctified/Blessed Tuwan/wrapped within (itself) .

وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَىٰ (13 )
و من تو را (به رسالت خود) برگزیدم، در این صورت به سخن وحی گوش فرا ده. And I, I chose you, so hear/listen to what is inspired/transmitted .

إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي (14 )
منم خدای یکتا که هیچ خدایی جز من نیست، پس مرا (به یگانگی) بپرست و نماز را مخصوصا برای یاد من به پادار. That I , I am God, no god except Me, so worship Me, and keep up/start the prayers for mentioning/remembering Me (E).

إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَىٰ (15 )
و محققا ساعت قیامت خواهد رسید و من خواهم که آن ساعت را پنهان دارم تا (مردم آزمایش شوند و) هر نفسی به پاداش اعمالش در (آن روز) برسد. That (E) the Hour/Resurrection is coming, I am about to/almost, I hide it, (so) each self (is) to be rewarded/reimbursed because (of) what it strives/endeavors

فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لَا يُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَىٰ (16 )
پس زنهار مردمی که به قیامت ایمان ندارند و پیرو هوای نفسند تو را از یاد آن (روز هولناک) بازندارند و غافل نکنند و گرنه هلاک خواهی شد. So who does not believe with it and he followed his self attraction for desire does not object/prevent/obstruct you from it, so you fall/be destroyed .

وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَىٰ (17 )
و ای موسی، اینک بازگو تا چه به دست راست داری؟ And what (is) that at your right (hand) you, Moses?

قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَىٰ (18 )
موسی عرضه داشت: این عصای من است که بر آن تکیه می‌زنم و با آن از درختان بر گوسفندانم برگ می‌ریزم و حوائجی دیگر (چون مدد راه رفتن و دفع دشمن و غیره) نیز به آن انجام می‌دهم. He said: "It is my stick/cane, I lean on/support myself on it, and I hit/move/shake with it on my sheep and goats, and for me in it others needs/purposes."

قَالَ أَلْقِهَا يَا مُوسَىٰ (19 )
خدا فرمود: ای موسی این عصا بیفکن. He said: "Throw it away, you Moses."

فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَىٰ (20 )
موسی چون آن را به زمین افکند عصا اژدهایی مهیب شد که (به هر سو) می‌شتافت. So he threw it away, so then it is (a) quick moving snake/alive.

قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ ۖ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْأُولَىٰ (21 )
باز (حضرت احدیت) فرمود: عصا را برگیر و از آن مترس که ما آن را به حالت اولش برمی‌گردانیم. He said: "Take it and do not fear, We will return it (to) its form , the first/beginning."

وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَىٰ جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَىٰ (22 )
و دست به زیر بغل خود بر تا دستی بی‌هیچ عیب سپید و رخشان بیرون آید و این معجزه دیگر تو خواهد بود. And gather/join (fold) your hand to your wing/side, it appears/emerges white with no evil/harm , another evidence/sign .

لِنُرِيَكَ مِنْ آيَاتِنَا الْكُبْرَى (23 )
تا باز هم از آیات بزرگ خود به تو ارائه دهیم. To show you/make you understand (E) from Our evidences/signs the greatest/biggest .

اذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ (24 )
اینک (به رسالت) به جانب فرعون روانه شو که وی سخت طغیان کرده است. Go to Pharaoh, that he truly tyrannized .

قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي (25 )
موسی عرضه داشت: پروردگارا، شرح صدرم عطا فرما (که از جفا و آزار مردم تنگدل نشوم). He said: "My Lord expand/delight for me, my chest (innermost)."

وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي (26 )
و کار مرا برایم آسان گردان. And ease/make flexible for me my matter/affair.

وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي (27 )
و عقده را از زبانم بگشا. And untie/undo (the) difficulty/knot from my tongue/speech.

يَفْقَهُوا قَوْلِي (28 )
تا مردم سخنم را نیکو فهم کنند. They understand/know my speech .

وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي (29 )
و نیز از اهل بیت من یکی را وزیر و معاون من فرما. And make/put for me a minister/supporter from my family/relation .

هَارُونَ أَخِي (30 )
برادرم هارون را (وزیر من گردان). Aaron, my brother.

اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي (31 )
پشت مرا به او محکم کن. Strengthen/support with him my power .

وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي (32 )
و او را در امر (رسالت با) من شریک ساز. And share him/make him a partner in my matter/affair.

كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا (33 )
تا دائم به ستایش و سپاس تو پردازیم. So that/in order that we praise/glorify you much.

وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا (34 )
و تو را بسیار یاد کنیم. And we mention/remember you much.

إِنَّكَ كُنْتَ بِنَا بَصِيرًا (35 )
که همانا بس تویی بصیر به احوال ما. That you were/are with us seeing/knowing .

قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَىٰ (36 )
پروردگار فرمود: ای موسی آنچه از ما خواستی همه به تو اعطا گردید. He said: "You had been given your request/question, you Moses."

وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَىٰ (37 )
و همانا ما بر تو بار دیگر نیز منّت بزرگی نهادیم. And We had blessed on you another time.

إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّكَ مَا يُوحَىٰ (38 )
آن هنگام که (برای حفظ جان تو از بلای فرعونیان) به مادرت وحی مهمی نمودیم. When We inspired/transmitted to your mother what is being inspired/transmitted.

أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَعَدُوٌّ لَهُ ۚ وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَيْنِي (39 )
که کودک خود را در صندوقی گذار و به دریا افکن و باید که امواج دریا کودک را به ساحل رساند تا دشمن من و آن طفل (یعنی فرعون) از دریا طفل را برگیرد؛ و من به لطف خود از تو بر دلها (ی دشمن و دوست) محبت افکندم (تا تو را دوست بدارند) و تا تربیت و پرورشت زیر نظر من انجام گیرد. That throw/hurl him in the box/chest so throw/hurl him in the body of water (sea/river/lake), so the body of water (sea/river/lake) will throw him by the shore/(river) bank/coast. An enemy for Me, and an enemy for him takes/receives him; and I threw on you love/affection from Me, and to be made on My sight/watchfulness/protection.

إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ مَنْ يَكْفُلُهُ ۖ فَرَجَعْنَاكَ إِلَىٰ أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ ۚ وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا ۚ فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَىٰ قَدَرٍ يَا مُوسَىٰ (40 )
آن‌گاه که (از مادر دور افتادی) خواهرت (در پی تو) روان بود (تا تو را نزد فرعونیان یافت) و می‌گفت: می‌خواهید یکی را که (شیر و تربیت) این طفل را تکفل کند به شما معرفی کنم؟پس ما (بدین وسیله) تو را به مادرت برگردانیدیم تا به دیدار تو دیده‌اش روشن گردد و دیگر اندوه نخورد. و (باز منّت دیگر آنکه) یک نفر (از فرعونیان) را کشتی و ما از غم آن نیز تو را نجات دادیم و بارها تو را به امتحان و ابتلای سخت بیازمودیم، پس چند سالی در میان مردم مدین زیستی تا آنکه حال ای موسی به موقع آمدی (تا به مقام نبوت برسی). And when your sister walks, so she says: Do I guide/lead you on (to) who maintains him ?" So We returned you to your mother, in order that her eye/sight delight/satisfy , and nor she be saddened/grieved, and you killed a self so We saved/rescued you from the grief/sadness/depression, and We tested you , testfully , so you stayed/remained years in Madya`s people , then you came on a predestiny you Moses."

وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي (41 )
و تو را برای (مقام رسالت و محبت) خود پروردم. And I made you for My self.

اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوكَ بِآيَاتِي وَلَا تَنِيَا فِي ذِكْرِي (42 )
اکنون تو و برادرت با معجزات و آیاتی که به شما دادم (از پی رسالت خود) بروید و سستی در ذکر من (در نزد فرعون) روا مدارید. Go, you and your brother with My evidences/signs/verses, and do not weaken/relax in mentioning/remembering Me.

اذْهَبَا إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ (43 )
بروید به سوی فرعون که او سخت به راه طغیان شتافته است. You (B) go to Pharaoh, that he truly, he tyrannized.

فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَىٰ (44 )
و با او کمال آرامی و نرمی سخن گویید، باشد که متذکر شود یا (از خدا) بترسد (و ترک ظلم کند). So you (B) say to him a lenient/flexible saying/opinion and belief, maybe/perhaps he mentions/remembers, or fears.

قَالَا رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنَا أَوْ أَنْ يَطْغَىٰ (45 )
موسی و هارون عرض کردند: بارالها، می‌ترسیم که فرعون بی‌درنگ بر ما ظلم و عقوبت کند یا بر کفر و سرکشی خود بیفزاید. They (B) said: "Our Lord, that we truly fear that he hastens/abuses on us or that he tyrannizes."

قَالَ لَا تَخَافَا ۖ إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَىٰ (46 )
خدا فرمود: هیچ نترسید که من با شمایم (و همه گفتار و رفتار شما را با او) می‌شنوم و می‌بینم. He said: "Do not fear (B), that I am (E) with you (B), I hear/listen, and I see/understand."

فَأْتِيَاهُ فَقُولَا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ ۖ قَدْ جِئْنَاكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَالسَّلَامُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَىٰ (47 )
اینک هر دو به جانب فرعون رفته و بگویید که ما دو رسول پروردگار توایم، پس بنی اسرائیل را با ما فرست و (بیش از این) عذاب به آنها نکن، که همانا ما با آیت و معجزه‌ای از جانب خدای آفریننده تو نزد تو آمده‌ایم، و سلام (حق) بر آن کس که طریق هدایت را پیروی کند. So you (B) come to him, so you (B) say: We (E) are your Lord`s two messengers, so send with us Israel`s sons and daughters, and do not torture them, We had come to you with a sign/evidence from your Lord, and the greeting/safety/security on who followed the guidance."

إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنَا أَنَّ الْعَذَابَ عَلَىٰ مَنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ (48 )
به ما چنین وحی شده که همانا عذاب (سخت خدا) بر آن کس است که (خدا و رسولانش را) تکذیب کند و (از حق) روی بگرداند. We (E) had been inspired/transmitted to us that the torture (is) on who lied/denied/falsified and turned away.217

قَالَ فَمَنْ رَبُّكُمَا يَا مُوسَىٰ (49 )
فرعون گفت: ای موسی، خدای شما کیست؟ He said: "So who (is) your (B)`s Lord, you Moses?"

قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ (50 )
موسی پاسخ داد که خدای ما آن کسی است که همه موجودات عالم را نعمت وجود خاص خودش بخشیده و سپس (به راه کمالش) هدایت کرده است. He said: "Our Lord (is) who gave/granted every thing its creation then He guided."

قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَىٰ (51 )
فرعون گفت: پس حال اقوام سلف (که خداشناس و خداپرست نبودند) چیست؟ He said: "So what (about the) affair/condition (of) the first/beginning generations/centuries ?"

قَالَ عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي فِي كِتَابٍ ۖ لَا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنْسَى (52 )
موسی پاسخ داد که احوالشان به علم ازلی خدای من در کتاب (لوح محفوظ) ثبت است؛ هرگز از حال احدی خدای مرا خطا و فراموشی نیست. He said: "Its knowledge (is) at my Lord in a Book , my Lord does not misguide and nor forgets."

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْ نَبَاتٍ شَتَّىٰ (53 )
همان خدایی که زمین را آسایشگاه شما قرار داد و در آن راهها برای شما پدید آورد؛ و هم از آسمان آب نازل کرد تا به آن آب آسمانی انواع نباتات مختلف از زمین برویانیدیم. Who made/put for you the earth/Planet Earth spread , and He threaded/passed for you in it roads/means , and He descended from the sky water, so We brought out with it pairs/spouses from different/various plants.

كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَىٰ (54 )
شما از آن نعمتها تناول کنید و چهارپایانتان را هم بچرانید، که همانا در این کار آیاتی (از ربوبیت) برای خردمندان پدیدار است. Eat and graze/pasture your camels/livestock, that truly in that (are) evidences/signs (E) to (owners) of the minds/reasoning/powers.

مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ (55 )
ما شما را هم از این خاک آفریدیم و هم به این خاک بازمی‌گردانیم و هم بار دیگر (روز قیامت) از این خاک بیرون می‌آوریم. From it We created you, in it We return/repeat you, and from it We bring you out another once/again.

وَلَقَدْ أَرَيْنَاهُ آيَاتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَىٰ (56 )
و همانا ما به فرعون (به واسطه موسی) همه آیات روشن خود را نمودیم و او همه را تکذیب کرد و از آنها سرباز زد. And We had shown him/made him understand from Our verses/evidences/signs all of it, so he denied/falsified and refused/hated.

قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَا مُوسَىٰ (57 )
فرعون گفت: ای موسی، تو آمده‌ای به طمع آنکه ما را از کشورمان به سحر و شعبده خود بیرون کنی؟ He said: "Did you come to us to bring us out from our land/Earth with your magic/sorcery, you Moses?"

فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَيْنَنَا وَبَيْنَكَ مَوْعِدًا لَا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَلَا أَنْتَ مَكَانًا سُوًى (58 )
ما هم در مقابل سحر تو سحری البته خواهیم آورد پس میان ما و خودت موعدی معین کن که بی‌آنکه هیچ‌یک از ما خلف وعده کنیم در سرزمین مسطحی (که خلایق ببینند، برای سحر و ساحری) مهیا شویم. So we will come to you, with magic/sorcery equal/alike to it, so make/put between us and between you an appointment we do not break it, we and nor you, a place/position equally distanced/just .

قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى (59 )
موسی گفت: وعده ما و شما روز زینت (یعنی روز عید قبطیان) باشد و مردم پیش از ظهر (به موعد برای مشاهده) همه گرد آورده شوند. He said: "Your appointment (is) day (of) the decoration/beauty/ornament, and that the people be gathered at sunrise/daybreak ."

فَتَوَلَّىٰ فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتَىٰ (60 )
آن‌گاه فرعون (از موسی) رو گردانید و به تدبیر جمع آوری سحر و ساحران پرداخت، سپس (با ساحران بسیار به وعده‌گاه) آمد. So Pharaoh turned away, so he gathered/collected his plot/deceit then he came .

قَالَ لَهُمْ مُوسَىٰ وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ ۖ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَىٰ (61 )
موسی ساحران را گفت: وای بر شما!زنهار بر خدا (به سحر) دروغ مبندید که به عذابی بنیاد شما را بر باد هلاک دهد، و هر کس به خدا افترا بست سخت زیانکار شد. Moses said to them: "Your calamity/scandal/grief , do not fabricate/cut and split on (about) God lies/falsifications , so He destroys/uproots you with a torture, and who fabricated/cut and split had failed/despaired ."

فَتَنَازَعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَىٰ (62 )
پس آنها در کارشان به گفت و شنید پرداختند و (در نتیجه گفتند که کار موسی سحر و ساحری نیست ولی) راز خود را پنهان داشتند. So they disputed/quarreled their matter/affair between them, and they kept the secret conversation secret.

قَالُوا إِنْ هَٰذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَنْ يُخْرِجَاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَىٰ (63 )
فرعونیان گفتند: این دو تن (موسی و هارون) دو ساحرند که می‌خواهند به سحرانگیزی خود، شما مردم را از سرزمین خود بیرون کنند و طریقه نیکوی شما را (که اطاعت فرعون است) از میان ببرند. They said: "That those two (are) two magicians/sorcerers (E), they (B) want/intend that they (B) bring you out from your land/Earth with their (B)`s magic/sorcery, and they (B) go/eliminate with your way/religious approach/habit the best example.

فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا ۚ وَقَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَىٰ (64 )
پس (ای ساحران) باید شما با هر مکر و تدبیری توانید مهیا شده و (مقابل این دو ساحر) صف آرایی کنید، که امروز آن‌کس که غلبه و برتری یابد محققا او فیروزی یافته است. So gather/collect your plot/deceit then come/bring (it in) a row/line , and had succeeded/won today who (is) defeated/overcame, and became dignified.

قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَإِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَىٰ (65 )
ساحران گفتند: ای موسی تو نخست به کار خواهی پرداخت یا ما اول بساط خود بیفکنیم؟ They said: "You Moses either that you throw , or that we be first who threw ."

قَالَ بَلْ أَلْقُوا ۖ فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَىٰ (66 )
موسی گفت: شما اول بساط خود درافکنید، (آنها بساط خویش افکندند) که ناگاه در اثر سحر آنان رسنها و چوبهاشان پنداشتی در نظر به جنبش و رفتار آمد. He said: "Rather you throw ." So then their ropes/ties and their sticks/canes is imagined/believed to him from their magic/sorcery that it hastens/moves quickly .

فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسَىٰ (67 )
در آن حال موسی در دل خویش سخت بترسید (که مبادا امر بر مردم مشتبه شود و میان سحر ساحران با معجز موسی فرق نگذارند و حجت او بر خلق آشکار نگردد). So he felt inner horror/fear in himself hiddenly/secretly Moses.

قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَىٰ (68 )
ما گفتیم: مترس که تو البته همیشه غلبه و برتری خواهی داشت. We said: "Do not fear, that you, you are the highest/mightiest ."

وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا ۖ إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ ۖ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَىٰ (69 )
و اینک عصایی که در دست داری بیفکن تا (اژدها شود و یکباره) بساط سحر و ساحری اینان را فرو بلعد، که کار اینان حیله ساحری بیش نیست و ساحر هر جا رود (و هر چه کند) هرگز فلاح و فیروزی نخواهد یافت. And throw/throw away what (is) in your right (hand), it snatches/swallows quickly what they made/performed , truly they made/performed a magician`s/sorcerer`s plot/deceit/manipulation , and the magician/sorcerer does not succeed/win where/when he came/destroyed.218

فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَىٰ (70 )
پس همه ساحران به سجده افتاده و گفتند: ما به خدای موسی و هارون ایمان آوردیم. So the magicians/sorcerers were thrown/thrown away prostrating, they said: "We believed with (in) Aaron`s and Moses` Lord."

قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ ۖ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَىٰ (71 )
فرعون گفت: شما چرا پیش از آنکه من اجازه دهم به موسی ایمان آوردید؟معلوم است که او در سحر معلم شما بوده، باری من شما را دست و پا بر خلاف یکدیگر می‌برم و بر تنه نخلهای خرما به دار می‌آویزم و خواهید دانست که عذاب (من و موسی) کدام سخت‌تر و پاینده‌تر است. He said: "You believed to him before that I permit for you, that he truly (is) your biggest/greatest (E) who taught/instructed you the magic/sorcery, so I will cut off/sever (E) your hands and your feet from opposites (sides), and I will crucify you (E) in the palm trees` trunks/stems, and you will know (E) which of us (is) stronger (in) torture and more lasting ."

قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَىٰ مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا ۖ فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ ۖ إِنَّمَا تَقْضِي هَٰذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا (72 )
ساحران به فرعون پاسخ دادند که ما تو را هرگز بر این معجزات آشکار که به ما آمده و بر خدایی که ما را آفریده مقدم نخواهیم داشت، پس در حق ما هر چه توانی بکن که هر ظلمی کنی همین حیات دو روزه دنیاست. They said: "We will never/not prefer/choose you over what came to us from the evidences, and who created/brought us into being , so order/execute what you are ordering/executing but you (only) destroy/end this the life the present/worldly life."

إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ ۗ وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ (73 )
ما به راستی به خدای خود ایمان آوردیم تا از خطاهای ما درگذرد و گناه سحری که تو ما را به اجبار بر آن داشتی ببخشد، و (لطف و مغفرت) خدا بهتر و پاینده‌تر (از حیات فانی دنیا) است. We (E) believed with our Lord, to forgive for us our sins/mistakes and what you compelled/forced us on it from the magic/sorcery, and God (is) best and more remaining (everlasting).

إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ (74 )
که همانا هر کس به خدای خود طاغی و گنهکار وارد شود جزاء او جهنّم است که در آنجا نه بمیرد (تا از عذاب برهد) و نه زنده شود (که از لذت زندگی برخوردار باشد). That truly he, who comes (to) his Lord a criminal/sinner, so that to him (is) Hell he does not die in it and nor lives.

وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَٰئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَىٰ (75 )
و هر کس به خدای خود مؤمن باشد و با اعمال صالح بر او وارد شود اجر آنها هم عالی‌ترین درجات بهشتی است. And who comes to Him believing, he had made/did the correct/righteous deeds, so those, for them the stages/degrees the high/elevated.

جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ مَنْ تَزَكَّىٰ (76 )
آن بهشتهای عدنی که دائم زیر درختانش نهرها جاری است و تا ابد در آنجا (از نعمت و حیات برخوردار) هستند و آن بهشت پاداش کسی است که خود را (از کفر و عصیان و شرک و طغیان) پاک و پاکیزه گرداند. Treed gardens (as) eternal residence, the rivers/waterways flow/pass from beneath/below it, immortally/eternally in it, and that (is) who purified`s/corrected`s reward/reimbursement .

وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا لَا تَخَافُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَىٰ (77 )
و همانا به موسی وحی کردیم که بندگان (مؤمن) مرا شبانه (از شهر مصر) بیرون برو (به اعجاز و لطف ما) راهی خشک از میان دریا بر آنها پدید آور که نه از تعقیب و رسیدن فرعونیان ترسناک باشی و نه (از غرق شدن) اندیشه داری. And We had inspired/transmitted to Moses that walk/move with My worshippers/slaves so strike/move adry a path/way in the sea/ocean , do not fear over taking/pursuit , and nor you (should) fear."

فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ (78 )
و فرعون با سپاهش از پی آنها تاختند پس موج دریا چنان آنها را فرو برد که از آنان اثری باقی نگذاشت. So Pharaoh followed them with his soldiers/warriors, so from the body of water covered/afflicted them what covered/afflicted them (so they drowned in the water).

وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَىٰ (79 )
و فرعون پیروان خود را علاوه بر اینکه هدایت نکرد سخت به ضلالت و بدبختی افکند. And Pharaoh misguided his nation, and he did not guide.

يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنْجَيْنَاكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ (80 )
ای بنی اسرائیل، محققا ما شما را از شر دشمن نجات دادیم و با شما در جانب راست کوه طور وعده نهادیم (تا به مناجات موسی کلام حق را بشنوید) و (در بیابان که سرگردان شدید) برای قوت شما ترنجبین و مرغ بریان فرستادیم. You Israel`s sons and daughters, We had saved/rescued you from your enemy and We promised you the mountain`s right side/direction, and We descended on you the manna/sap , and the quail/amusement.

كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي ۖ وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَىٰ (81 )
(و دستور دادیم که) از این رزق حلال و پاکیزه که نصیبتان کردیم تناول کنید و در آن (به کفر نعمت و ترک شکرگزاری) طغیان و سرکشی مکنید وگرنه مستحق غضب و خشم من می‌شوید، و هر کس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهد شد. Eat from tasty/goodnesses what We provided for you, and do not tyrannize/exceed the limit in it, so My anger takes place/descends on you, and whom My anger descends on him, so he had fallen/dropped .

وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَىٰ (82 )
و البته بر آن کس که (از کفر) توبه کند و (به خدا) ایمان آرد و نکوکار گردد و درست به راه هدایت رود مغفرت و آمرزش من بسیار است. And that I am forgiving often/a forgiver (E) to who repented and believed and made/did correct/righteous deeds then was guided.

وَمَا أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يَا مُوسَىٰ (83 )
و ای موسی بازگو که بر قومت چرا سبقت گرفته و با شتاب به وعده‌گاه آمدی؟ And what made you hurry/hasten on from your nation, you Moses?

قَالَ هُمْ أُولَاءِ عَلَىٰ أَثَرِي وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَىٰ (84 )
موسی عرضه داشت: هم اینک قوم از پی من هستند و من خود برای خشنودی تو تعجیل کرده و بر آنها تقدم جستم. He said: "They are, those on my track/trail, and I hurried/hastened to you, my lord, to approve/please (you)."

قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ (85 )
خدا فرمود: همانا ما قوم تو را پس از آمدن تو آزمایش کردیم و سامری آنان را گمراه کرد. He said: "So We had tested your nation from after you, and Elsamerey misguided them."

فَرَجَعَ مُوسَىٰ إِلَىٰ قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا ۚ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا ۚ أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي (86 )
موسی (که از فتنه سامری آگاه شد) متأسف و غضبناک به سوی قوم بازگشت و گفت: ای قوم من، مگر خدای شما به شما وعده احسان نداد (که شما را نعمت کتاب بزرگ تورات عطا کند) ؟آیا وعده خدا بر شما طولانی شد، یا مایل شدید که مستوجب قهر و غضب خدای خود شوید، که وعده مرا خلاف کردید (و عهد من شکستید). So Moses returned to his nation, angry sorrowfully/angrily. He said: "My nation, did not your Lord promise you a good/beautiful promise, did the promise/contract become long/last long on you, or you wanted/intended that anger (be) placed on you from your Lord, so you broke my appointment?"

قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَٰكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَٰلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ (87 )
قوم به موسی گفتند: ما به میل و اختیار خود خلاف وعده تو نکردیم و لیکن اسباب تجمل و زینت بسیاری (از فرعونیان) بار دوش ما نهادند و ما آنها را در آتش افکندیم و چنین سامری (فتنه‌انگیز بر ما) القا کرد. They said: "We did not break your appointment with our free will, and but we were burdened/made to carry 219weights/burdens from the nation`s decoration/beauty so we threw/hurled it, so as/like that Elsamerey/Samerey threw/threw away."

فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَٰذَا إِلَٰهُكُمْ وَإِلَٰهُ مُوسَىٰ فَنَسِيَ (88 )
آن‌گاه سامری با آن زر و زیورها مجسّمه گوساله‌ای بساخت که صدایی شگفت داشت و (با این شعبده سامری و پیروانش) گفتند: خدای شما و خدای موسی همین گوساله است که موسی فراموش کرده است. So he brought out for them a body (of) a (M) calf, for him (is a) moo/bellow , so they said: "This (is) your god, and Moses` god." So he forgot.

أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا (89 )
آیا این گوساله‌پرستان نمی‌نگرند که آن گوساله هیچ حرف و اثری و هیچ خیر و شری به آنها عاید نمی‌سازد؟ So do they not see/understand that it (does) not return to them a saying/words , and nor own/possess for them harm, and nor benefit/usefulness?

وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنْتُمْ بِهِ ۖ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَٰنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي (90 )
و هارون هم پیش از آنکه موسی باز آید به آنان گفت: ای قوم، این گوساله اسباب فتنه و امتحان شما گردیده و محققا آفریننده شما خدای مهربان است (نه این گوساله سامری) پس شما پیرو من شوید و امر مرا فرمان برید. And Aaron had said to them from before: "You my nation, truly you were tested with it, and that (E) your Lord (is) the merciful, so follow me, and obey my order/command ."

قَالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّىٰ يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَىٰ (91 )
قوم گفتند: ما بر این پرستش گوساله ثابت هستیم تا وقتی که موسی به سوی ما بازگردد. They said: We will never/not leave/depart on it, devoting/dedicating until Moses returns to us."

قَالَ يَا هَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا (92 )
موسی (چون بازگشت با عتاب به هارون) گفت: ای هارون مانع تو چه بود که چون دیدی که قوم گمراه شدند، He said: "You Aaron what prevented/forbid you when you saw/understood them misguided?"

أَلَّا تَتَّبِعَنِ ۖ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي (93 )
از پی من نیامدی؟آیا نافرمانی امر من کردی؟! That you not follow me, did you disobey my order/command?

قَالَ يَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلَا بِرَأْسِي ۖ إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي (94 )
هارون گفت: ای برادر مهربان (بر من قهر و عتاب مکن و) سر و ریش من مگیر، ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی و به سخنم وقعی ننهادی. He said: "You son of my mother, do not take/receive by my beard , and nor with my head, that I, I feared, that you say: `You separated between Israel`s sons and daughters, and you did not observe/guard my saying/word .`"

قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَا سَامِرِيُّ (95 )
آن‌گاه موسی گفت: ای سامری این فتنه چه بود که تو برپا کردی؟ He said: "So what (is) your concern/matter you Samerey/Elsamerey ?"

قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَٰلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي (96 )
سامری گفت: من چیزی را دیدم که قوم ندیدند، من مشتی خاک از اثر قدم رسول (حق، جبرئیل) برگرفته و (در گوساله) ریختم و نفس من چنین (فتنه انگیزی را) به نظرم جلوه داد. He said: "I saw with what they did not see/know with it, so I grasped/clutched a handful/grasp from the messenger`s trace/mark , so I discarded/rejected it, , and as/like that my self enticed/tempted for me."

قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَنْ تَقُولَ لَا مِسَاسَ ۖ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَنْ تُخْلَفَهُ ۖ وَانْظُرْ إِلَىٰ إِلَٰهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا ۖ لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا (97 )
موسی گفت: از میان ما برو که تو در زندگانی دنیا (به مرضی معذب خواهی شد که همه از تو متنفر شوند و) دایم گویی کسی مرا نزدیک نشود، و (در آخرت) هم وعده‌گاهی (در دوزخ) داری که با تو تخلف نخواهد شد، و اکنون این خدایت را که بر پرستش و خدمتش ایستادی بنگر که آن را در آتش می‌سوزانیم و خاکسترش را به آب دریا می‌دهیم. He said: "So go/go away , so then for you in the life that you say: `No touch/desperate need .`And that for you (is) an appointment you will never/not break it, and look/see to your God whom you continue/remain on him devoting/dedicating , we will burn him (E), then we will uproot and disperse/destroy him (E) in the body of water uprooting and dispersing/destruction ."

إِنَّمَا إِلَٰهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا (98 )
تنها خدای شما آن یگانه خدایی است که جز او هیچ خدایی نیست و علمش به همه ذرات عوالم هستی محیط است. Truly your God (is) God who (there is) no god except Him, He widened over every thing (with) knowledge.

كَذَٰلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ مَا قَدْ سَبَقَ ۚ وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْرًا (99 )
و ما اخبار گذشتگان دیگر را این چنین بر تو حکایت خواهیم کرد و از نزد خود این ذکر (یعنی کتاب عظیم الشأن قرآن) را به تو عطا کردیم. As/like that We narrator/inform on (to) you from information/news what had preceded , and We had brought to you from at Us a reminder/remembrance.

مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا (100)
هر کس از این ذکر اعراض کند روز قیامت بار سنگینی از گناه را به دوش خواهد داشت. Who objected/opposed/turned away from it, so that he truly carries/bears (on) the Resurrection Day a weight/burden .

خَالِدِينَ فِيهِ ۖ وَسَاءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلًا (101)
اینان در عذاب آن اعمال زشت مخلدند و سخت است بسی در قیامت بار اعمال زشتی که به دوش گرفته‌اند. Immortally/eternally in it, and it became (an) evil/harmful weight/burden for them (on) the Resurrection Day.

يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ ۚ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقًا (102)
روزی که در صور دمیده شود و (در آن روز) بدکاران را کبود چشم محشور کنیم (و چشم کبودشان نشانه جرم خواهد بود). A day the horn/bugle is being blown in and We gather the criminals/sinners (on) that day blind/blue .

يَتَخَافَتُونَ بَيْنَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا (103)
و آنها (از هول و هراس آن روز) با یکدیگر آهسته زیر لب گویند که (ای افسوس) ده روزی بیش (در زندگی دنیا) درنگ نکردید (و نعمت ابدی بهشت را برای دنیای فانی از دست بدادید). They converse quietly between them, that you stayed/remained except ten.

نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يَوْمًا (104)
ما به آنچه می‌گویند بهتر آگاهیم، که از آن بدکاران بهتر و درست‌ترینشان به آنها خواهد گفت: شما روزی بیش درنگ نکردید (دریغا چه زود عمر در شهوت و معصیت بگذشت و جرم و عقابش بماند!) We are more knowledgeable with what they say, when their best example (in a) method/path says: "That (E) you stayed/remained except a day."

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنْسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا (105)
و (ای رسول) از تو پرسند که کوهها (در روز قیامت) چه می‌شود؟جواب ده که خدای من کوهها را چنان از بنیاد برکند که خاک شده و خاکش بر باد دهد. And they ask/question you about the mountains , so say: "My Lord explodes/destroys it explosion/destruction."

فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا (106)
آن‌گاه پست و بلندیهای زمین را چنان هموار گرداند. So He leaves it a plain and safe land even/level .220

لَا تَرَىٰ فِيهَا عِوَجًا وَلَا أَمْتًا (107)
که در آن ابدا هیچ بلندی و پستی نخواهی دید. You do not see in it crookedness/indirectness and nor difference in elevation/fault .

يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ ۖ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَٰنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا (108)
در آن روز خلایق همه از پی کسی که آنها را به راه مستقیم به عرصه قیامت دعوت کند (یعنی اسرافیل) ناچار خواهند رفت، و صداها پیش خدای رحمان خاشع و خاموش گردد که جز زیر لب و آهسته صدایی نخواهی شنید. (On) that day they follow the caller/requester, no crookedness/indirectness for it, and the voices/sounds silenced/humbled to the merciful, so you do not hear except whispering/quiet or subdued voices.

يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا (109)
در آن روز، شفاعت هیچ‌کس سود نبخشد جز آن‌کس که خدای رحمان به او رخصت شفاعت داده و سخنش را پسندیده باشد. (On) that day the mediation does not benefit/become useful, except whom the merciful permitted/allowed for him, and accepted/approved for him a saying/word .

يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا (110)
و خدا (به علم ازلی) بر همه آینده و گذشته خلایق آگاه است و خلق را ابدا به او احاطه و آگاهی نیست. He knows what (is) between their hands and what (is) behind them, and they do not comprehend/envelope with (about) Him knowledge.

وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ ۖ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا (111)
و بزرگان عالم همه در پیشگاه عزت آن خدای حی توانا ذلیل و خاضعند و (در آن روز) هر که بار ظلم و ستم به دوش دارد سخت زبون و زیانکار است. And the faces/fronts submitted/humbled to the live/alive , the of no beginning and self sufficient , and who had carried/bore injustice/oppression had failed/despaired .

وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا يَخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا (112)
و هر کس اعمالش نیکو است و (به خدا هم) ایمان دارد از هیچ ستم و آسیبی بیمناک نخواهد بود. And who makes/does from the correct/righteous deeds and he is believing, so he does not fear injustice/oppression, and nor anger/humiliation .

وَكَذَٰلِكَ أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا (113)
و ما این‌گونه این (قرآن عظیم) را قرآنی با فصاحت کامل عربی بر تو فرستادیم و در آن وعده‌ها و اهوال قیامت را به انواع گوناگون تذکر دادیم، باشد که مردم پرهیزکار شوند یا پندی از نو بر ایشان آورد. And as/like that We descended it (as) an Arabic Koran, and We laid out/detailed linguistically in it from the threat, maybe/perhaps they fear and obey, or it initiates/originates/informs for them a reminder/remembrance.

فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ ۗ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَىٰ إِلَيْكَ وَحْيُهُ ۖ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا (114)
پس بلند مرتبه است و بزرگوار خدایی که به حق و راستی پادشاه ملک وجود است و تو (ای رسول) پیش از آنکه وحی قرآن تمام و کامل به تو رسد تعجیل در (تلاوت و تعلیم) آن مکن و دائم بگو: پروردگارا بر علم من بیفزا. So high, mighty, exalted and dignified (is) God the owner/possessor/king, the truth , and do not hurry/hasten with the Koran from before that its transmission/revelation be carried out/executed to you, and say: "My Lord increase me knowledge."

وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا (115)
و همانا ما پیش از این با آدم عهدی بستیم (که فریب شیطان نخورد) و او فراموش کرد و در آن عهد او را استوار و ثابت قدم نیافتیم. And We had promised/recommended to Adam from before so he forgot, and We did not find decisiveness/determination for him.

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ (116)
و (یاد آر) هنگامی که فرشتگان را گفتیم به آدم سجده کنید، همه سجده کردند جز ابلیس که امتناع ورزید. And when We said to the angels: "Prostrate to Adam." So they prostrated except Satan/Iblis refused/hated.

فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ (117)
آن‌گاه گفتیم: ای آدم محققا این شیطان با تو و جفتت دشمن است، مبادا شما را از بهشت بیرون آرد و از آن پس به شقاوت و بدبختی گرفتار شوی. So We said: "You Adam, that (E) that (is) an enemy for you and to your wife/spouse, so let him not bring you (B) out from the Paradise, so you (will) be miserable/unhappy."

إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ (118)
همانا برای تو این هست که نه هرگز آنجا گرسنه شوی و نه برهنه و عریان مانی. That (E) for you, that you do not starve/be hungry in it, and nor naked/obscenely harmed .

وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ (119)
و نه هرگز در آنجا به تشنگی و به گرمای آفتاب آزار بینی. And that you do not be thirsty in it, and nor sun stricken/uncovered

فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَىٰ (120)
باز شیطان در او وسوسه کرد، گفت: ای آدم آیا (میل داری) تو را بر درخت ابدیت و ملک جاودانی دلالت کنم؟ So the devil inspired and talked to him, he said: "You Adam, do I guide you on (to) the immortality`s/eternity`s tree, and possession and free will/kingdom (that) does not wear out?"

فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَىٰ (121)
پس آدم و حوّا (فریب خوردند و) از آن درخت تناول کردند، بدین جهت (لباسهای بهشتی از تنشان دور و عیوب و) عورت آنها در نظرشان پدیدار شد و شروع کردند به ساتری از برگ درختان بهشت خود را پوشاندن. و آدم نافرمانی خدای کرد و گمراه شد. So they ate from it, so their (B)`s shameful genital private parts to be covered appeared to them (B), and they (B) started and continued (to) stick (B) on them (B) from the Paradise`s leaves , and Adam disobeyed his Lord, so he was misguided/failed.

ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَىٰ (122)
سپس خدا او را (به مقام نبوتش) برگزید و توبه او را پذیرفت و هدایتش فرمود. Then His Lord chose/purified him, so He forgave on him, and guided.

قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ (123)
آن‌گاه خدا (به آدم و حوا) فرمود: اکنون از عالی رتبه بهشت فرود آیید که برخی از شما با برخی دیگر دشمنید، پس اگر از جانب من برای شما راهنمایی بیاید آن هنگام هر که از راه من پیروی کند نه هرگز گمراه شود و نه شقی و بدبخت گردد. He said: "You (B) descend/drop from it all together , some of you to some (you are to each other) an enemy, so when guidance from Me comes to you, so who followed My guidance, so he does not become misguided and nor become miserable/unhappy.

وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ (124)
و هر کس از یاد من اعراض کند همانا (در دنیا) معیشتش تنگ شود و روز قیامتش نابینا محشور کنیم. And who objected/turned away from My remembrance/reminder, so then for him (is a) narrow tight/weak life/livelihood , and We gather him (on) the Resurrection Day blind/confused .

قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا (125)
گوید: الها، چرا مرا نابینا محشور کردی و حال آنکه من بینا بودم؟ He said: "My Lord why (have) you gathered me blind/confused and I had been seeing/understanding ?"221

قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَىٰ (126)
خدا به او فرماید: (آری) بدین گونه آیات ما برای هدایت تو آمد و همه را به طاق فراموشی و غفلت نهادی، و امروز هم تو فراموش (و بی‌بهره) خواهی شد. He said: "Like that, Our verses/evidences/signs came to you so you forgot it, and like that today you be forgotten."

وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِآيَاتِ رَبِّهِ ۚ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰ (127)
و این چنین ما هر کس را که ظلم و نافرمانی کند و ایمان به آیات پروردگارش نیاورد مجازات سخت می‌کنیم با آنکه عذاب آخرتش سخت‌تر و پاینده‌تر خواهد بود. And like that We reimburse who extravagated/exceeded the limit, and did not believe with his Lord`s verses/evidences , and the end`s (other life`s) torture (E) (is) stronger (severer) and more lasting (everlasting) .

أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَىٰ (128)
آیا این کفار قریش را از مشاهده حال طوایف بسیاری از گذشتگان که ما همه را هلاک کردیم و اینان در منازل و عمارات آنها می‌روند (عبرت و پند و) هدایت نبود؟بی‌شک احوال گذشتگان برای خردمندان بسیار مایه عبرت و آیه هدایت است. Did He not guide to them how many from the generations/peoples of eras before them We made die/destroyed , they walk in their residences, that (E) in that (are) verses/evidences/signs (E) to (owners) of the minds/reasoning powers.

وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى (129)
اگر نه این بود که کلمه پروردگار (و تقدیر ازلیش بر این کار) سبقت یافته (که کافران و بدکاران این امت در قیامت به کیفر رسند) همانا عذاب (در دنیا بر آنها) لزوم می‌یافت و آن اجل معین فرا می‌رسید. And was it not for a word/sermon preceded from your Lord, (it) would have been necessity/obligation and (a) named/identified term/time.

فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا ۖ وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ (130)
پس تو بر آنچه (امت جاهل بر انکار و طعن تو) می‌گویند صبر و تحمل پیش گیر و خدای را پیش از طلوع خورشید و بعد از غروب آن و ساعاتی از شب تار و اطراف روز روشن ستایش و تسبیح گو، باشد که (به مقام رفیع شفاعت) خشنود شوی. So you be patient on what they say, and praise/glorify with your Lord`s praise/gratitude/thanks, before the sun`s ascent/rising, and before its decline/setting , and from the night`s hours so praise/glorify, and the daytime`s ends/edges, maybe/perhaps you accept/approve.

وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ ۚ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ (131)
و هرگز به متاع ناچیزی که به قومی از آنان (قومی کافر و جاهل) در جلوه حیات دنیای فانی برای امتحان داده‌ایم چشم آرزو مگشا، و رزق خدای تو بسیار بهتر و پاینده‌تر است. And do not extend/spread your two eyes to what We gave long life/made enjoy with it (to) spouses/couples from them, the life the present`s/worldly life`s flower/splendor , to test them in it, and your Lord`s provision (is) better and more lasting .

وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا ۖ لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا ۖ نَحْنُ نَرْزُقُكَ ۗ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ (132)
تو اهل بیت خود را به نماز و طاعت خدا امر کن و خود نیز بر نماز و ذکر حق صبور باش، ما از تو روزی (کسی را) نمی‌طلبیم بلکه ما به تو (و دیگران) روزی می‌دهیم، و عاقبت نیکو مخصوص (اهل) پرهیزکاری و تقواست. And order/command your family/people with the prayers and endure patience on it, We do not ask/question you (for) a provision/means of livelihood , We provide for you, and the end (result is) to the fear and obedience (of God).

وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ ۚ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ (133)
و کافران گفتند: چرا (محمد) آیت و دلیلی روشن از جانب خدا برای ما نمی‌آورد؟آیا آیات بیّنه کتب پیشین (چون تورات و انجیل و صحف که در همه ذکر اوصاف نبوت هست) بر آنان نیامد؟ And they said: "If only, he comes/brings to us with a verse/evidence/sign from his Lord." Did not an evidence (of) what is in the written leaves/sheets/pages (books/scriptures) the first/beginning come to them?

وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُمْ بِعَذَابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزَىٰ (134)
و اگر ما پیش از فرستادن پیغمبر، کافران (و مشرکان قریش) را همه به نزول عذاب هلاک می‌کردیم البته آنها می‌گفتند: پروردگارا چرا بر ما رسولی نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم پیش از آنکه به این عذاب و ذلت و خواری گرفتار شویم؟ And if that (E) We destroyed/made them die with torture from before it, they would have said: "Our Lord, if only you sent to us a messenger, so we follow your signs/verses/evidences, from before that we humiliate/disgrace, and we shame/scandalize (ourselves)."

قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا ۖ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَىٰ (135)
بگو: هر یک (از ما و شما) منتظریم، پس مترصد و منتظر (امر خدا) باشید که به زودی خواهید دانست (ما و شما) کدام به راه مستقیم سعادت رفته و طریق هدایت یافته‌ایم. Say: "Each/all (is) waiting/remaining , so wait/remain , so you will know who (are) the road`s/way`s the straight/just owners/company , and who was guided."222
بازگشت به انتخاب سوره های قرآن کریم
تمام حقوق معنوی سایت بی بدیل طبق قوانین مالکیت معنوی محفوظ میباشد
درباره ما  پیشنهادات  تبادل لینک
سایت بی بدیل دات کام  ،  بی بدیل دات ایران
>