بی بدیل  - Bibadil
29 شهریور 1399   19 سپتامبر 2020
نام کاربر:
کاربر مهمان



به جامعه مجازی بی بدیل بپیوندید... ورود ثبت نام

  

قرآن کریم ، سوره الصافات

از نوع مکی ، جزء 23  مشتمل بر 182 آیه


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَالصَّافَّاتِ صَفًّا (1 )
قسم به صف زدگان (چون فوج فرشتگان یا نماز گزاران یا سپاه اهل ایمان) که صف آرایی کرده‌اند. And the expanded and motionless wings in a row, arranged .

فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا (2 )
قسم به منع و زجر کنندگان (از عمل معصیت کاران، یا رانندگان ابر و باران). So the preventing/deterring , preventing/deterring/ousting .

فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا (3 )
قسم به تلاوت کنندگان ذکر (همه کتب آسمانی یا آیات قرآن). So the reading/reciting/following, mentioning/remembering .

إِنَّ إِلَٰهَكُمْ لَوَاحِدٌ (4 )
که محققا خدای شما یکی است. That truly your Lord (is) one (E) .

رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ (5 )
همان خدای یکتا که آفریننده آسمانها و زمین است و هر چه بین آنهاست و آفریننده مشرق‌ها (و مغرب‌ها) است. Lord (of) the skies/space and the earth/Planet Earth and what (is) between them (B), and Lord (of) the sun rises/easts.

إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ (6 )
ما نزدیکترین آسمان را به زیور انجم بیاراستیم. That We decorated/beautified the sky/space (of) the present world with the stars`/planets` decoration/beauty .

وَحِفْظًا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ مَارِدٍ (7 )
و (به شهاب آن انجم) از تسلط هر شیطان سرکش گمراه محفوظ داشتیم. And a protection/guarding from every/each rebellious/mutinous devil.

لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ (8 )
تا شیاطین هیچ از وحی و سخنان فرشتگان عالم بالا نشنوند و از هر طرف به قهر رانده شوند. They do not hear/listen (E) to the nobles/assembly the highest/mightiest/most dignified, and they be thrown/hurled from every/each side/direction.

دُحُورًا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ (9 )
هم به قهر برانندشان و هم به عذاب دائم (قیامت) گرفتار شوند. Expelled/driven away , and for them (is) a permanent/continuous/lasting torture.

إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ (10 )
جز آنکه کسی (از شیاطین چون خواهد از عالم بالا) خبری برباید هم او را تیر شهاب فروزان تعقیب کند. Except who snatched the one snatch, so a light from a fire source/a star lit/ignited/penetrating followed him.

فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمْ مَنْ خَلَقْنَا ۚ إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِنْ طِينٍ لَازِبٍ (11 )
از این منکران قیامت بپرس که آیا خلقت آنها سخت‌تر است یا موجودات (با عظمت) دیگر که ما خلق کرده‌ایم؟و ما اینان را در اول از گل چسبنده بیافریدیم. So ask/take their opinion , are they a stronger creation, or who We created? That We created them from very sticky mud/clay .

بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ (12 )
بلکه تو (از انکار منکران) تعجب کردی و آنها هم به تمسخر پرداختند. But you wondered/were astonished/were surprised, and they humiliate/mock/undermine/ridicule .

وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ (13 )
و هر گاه به آنها پند و اندرز دهند هیچ متذکر نمی‌شوند. And if they were reminded, they do not mention/remember .

وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ (14 )
و چون آیت و معجزی مشاهده کنند باز هم به فسوس و مسخره پردازند. And if they saw/understood an evidence/sign/verse, they humiliate/mock/ridicule/undermine.

وَقَالُوا إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ (15 )
و گویند: این خود پیداست که سحری بیش نیست. And they said: "That truly this (is) except clear/evident magic/sorcery.

أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ (16 )
(و با تعجب و انکار گویند) آیا چون ما مردیم و خاک و استخوان پوسیده شدیم باز زنده و برانگیخته می‌شویم؟ Is (it that) if we died and we were dust and bones, are we being resurrected/revived (E)?

أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ (17 )
یا پدران گذشته ما زنده می‌شوند؟! Or our fathers the first/beginners?"

قُلْ نَعَمْ وَأَنْتُمْ دَاخِرُونَ (18 )
بگو: آری شما (و هم پدرانتان) خوار و ذلیل به محشر مبعوث خواهید شد. Say: "Yes, and you are degraded/lowly ."

فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ يَنْظُرُونَ (19 )
تنها به یک صیحه (اسرافیل) است که ناگاه همه (زنده شده و از قبرها بر خیزند و عرصه قیامت را) بنگرند. So but it is a one cry to drive out , so then they are looking/seeing .

وَقَالُوا يَا وَيْلَنَا هَٰذَا يَوْمُ الدِّينِ (20 )
و گویند: ای وای بر ما، این است روز جزای اعمال. And they said: "Oh our calamity/scandal that, it is the Judgment Day/Resurrection Day ."

هَٰذَا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ (21 )
این است روز حکم (بر نیک و بد) که شما تکذیب آن می‌کردید. That (is) the Judgment Day/Separation Day/Resurrection Day which you were with it lying/denying/falsifying.

احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ (22 )
(و خطاب شود که) اینک ستمکاران را حاضر کنید با همسران (یا پیروان) و آنچه معبود ایشان بود، Gather those who were unjust/oppressive and their spouses , and what they were worshipping.

مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَاطِ الْجَحِيمِ (23 )
که به جز خدا می‌پرستیدند، و همه را به راه دوزخ راه نمایید. From other than God, so guide them to the Hell`s road/way.

وَقِفُوهُمْ ۖ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ (24 )
و (در موقف حساب) نگاهشان دارید که در کارشان سخت مسئولند. And stop/suspend them , that they are questioned.

مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ (25 )
(به آنان خطاب شود که) چرا شما (در دفع عذاب) به یکدیگر نصرت نمی‌کنید؟ And what (is it) for you, you do not give victory/aid?

بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ (26 )
بلکه در این روز آنها همه سخت تسلیم و ذلیلند. But they are the day/today submitting/surrendering.

وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ (27 )
و در آن هنگامه برخی از آنان به بعضی دیگر رو نموده (یعنی مرئوسین با رؤسا) سؤال و جواب کنند. And some of them approached/came on (to) some, they ask/question each other.

قَالُوا إِنَّكُمْ كُنْتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ (28 )
گویند: شما بودید که از سمت راست (و چپ برای فریب) ما می‌آمدید. They said: "That you were coming to us from the right (side)."

قَالُوا بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ (29 )
آنها جواب دهند (که به ما مربوط نیست) بلکه شما خود ایمان نیاوردید. They said: "But you were not being believing."

وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ ۖ بَلْ كُنْتُمْ قَوْمًا طَاغِينَ (30 )
و ما بر شما تسلط و حجتی نداشتیم بلکه شما خودتان طاغی و سرکش مردمی بودید. And (there) was not from power/control for us over you, but you were a tyrannizing/arrogant nation.

فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا ۖ إِنَّا لَذَائِقُونَ (31 )
پس امروز بر همه ما وعده (انتقام) خدایمان حتمی است، و البته عذاب را خواهیم چشید. So became deserved on us our Lord`s word/saying , that we (are) tasting/experiencing.

فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ (32 )
و ما شما را بدین سبب گمراه کردیم که خود گمراه بودیم. So we misguided/lured you , that we were misguiding .

فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ (33 )
و در آن روز آنها همه در عذاب مشترکند. So then they are (on) that day in the torture sharing.

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ (34 )
ما چنین از بد کاران انتقام می‌کشیم. We, like that, We make/do with the criminals/sinners.

إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ (35 )
آنها بودند که چون لا اله الاّ اللّه (کلمه توحید) به ایشان گفته می‌شد (از قبول آن) سرکشی می‌کردند. That they truly were if (it) was said to them: "No God except god" they be arrogant.

وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُو آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَجْنُونٍ (36 )
و می‌گفتند: آیا ما به خاطر شاعر دیوانه‌ای دست از خدایان خود برداریم؟! And they say: "Are we to leave our gods to a mad/insane poet?"

بَلْ جَاءَ بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ (37 )
(چنین نیست که آنها پنداشتند) بلکه (محمّد صلی الله علیه و آله پیغمبر بزرگی است که برای تعلیم و هدایت خلق عالم) با برهان روشن حق آمد و (حجت و معجزاتش) صدق پیغمبران پیشین را نیز اثبات کرد. But He came with the truth and he confirmed the messengers.

إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ (38 )
شما (که او را تکذیب کردید امروز) عذاب سخت و دردناک خواهید چشید. That you are tasting/experiencing the torture, the painful.

وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (39 )
و جز به کردارتان مجازات نمی‌شوید. And you are not being reimbursed except (for) what you were making/doing/working.

إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (40 )
(امروز همه مسئولند) جز بندگان پاک برگزیده خدا. Except God`s worshippers/slaves , the faithful/loyal .

أُولَٰئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ (41 )
آنان را (در بهشت ابد) روزی جسمانی و روحانی (بی حساب) معیّن است. Those, for them (is) a known provision .

فَوَاكِهُ ۖ وَهُمْ مُكْرَمُونَ (42 )
میوه‌های گوناگون بهشتی، و هم آنها (در آن عالم جاودانی) بزرگوار و محترمند. Fruits, and they are honoured.

فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ (43 )
در آن بهشت پر نعمت متنعّمند. In the blessed/comfort and ease treed gardens/paradises.

عَلَىٰ سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ (44 )
بر تختهای عالی رو به روی یکدیگر نشسته‌اند. On beds/sofas facing each other .

يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ (45 )
(حور و غلمان) با جام شراب طهور بر آنان دور می‌زنند. Being circled/walked around on them with a cup/container to drink from/wine from goodness .

بَيْضَاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ (46 )
شرابی سپید و روشن که آشامندگان لذت کامل برند. White (a) delight/pleasure to the drinking.

لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنْزَفُونَ (47 )
نه در آن می‌خمار و دردسری و نه مستی و مدهوشی است. Destruction/intoxication (is) not in it, nor they be drunk/made to loose their minds/drained/exhausted from it.

وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ (48 )
و در بزم حضورشان حوران زیبا چشمی است که (جز به شوهر خود) به هیچ کس ننگرند. And at them the eye`s/eyelid`s confining/limiting/restricting big beautiful eyes.

كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ (49 )
گویی آن حوران (در سفیدی و لطافت) بیضه مکنونند[یعنی تخم شتر مرغ که بسیار خوشرنگ است و شتر مرغ آن را با پر خویش می‌پوشاند تا غبار بر آن ننشیند. (م) ]. As though they are (F) protected/covered whites/eggs.

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ (50 )
در آنجا مؤمنان بعضی با بعضی به صحبت روی کنند. So some of them approached/came on (to) some, they ask/question each other.

قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ (51 )
یکی از آنها گوید: (ای رفیقان بهشتی) مرا (در دنیا) همنشینی (کافر) بود. A speaker from them said: "That I, (there) was for me (a) companion ."

يَقُولُ أَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ (52 )
که با من می‌گفت: آیا تو (وعده‌های بهشت و قیامت را) باور می‌کنی؟ He says: "You are (E) from the confirming/charity givers."

أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَدِينُونَ (53 )
آیا چون مردیم و استخوان ما خاک راه شد باز (زنده شویم و) پاداش و کیفری یابیم؟ Is (it that) if we died, and we were dust and bones are we indebted (E)?

قَالَ هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ (54 )
باز (این گوینده بهشتی به رفیقان) گوید: آیا می‌خواهید نظر کنید (و آن رفیق کافر را اینک در دوزخ بنگرید). He said: "Are you knowing/seeing/looking?"

فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاءِ الْجَحِيمِ (55 )
آن گاه خود بنگرد و او را در میان دوزخ (معذّب) بیند. So he looked/saw, so he saw him in the Hell`s middle .

قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ (56 )
به او گوید: قسم به خدا که نزدیک بود مرا (همچون خود) هلاک گردانی. He said: "By God if you were about to to make me fall/ruin (E) ."

وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ (57 )
و اگر نعمت و لطف خدای من (نگهدار) نبود من هم به دوزخ (نزد تو) از حاضر شدگان بودم. And where it not for my Lord`s blessing/goodness I would have been from the made present/attending.

أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ (58 )
(و از خوشحالی گوید) آیا دیگر ما را مرگی نخواهد بود؟ So are we not with dying?

إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَىٰ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ (59 )
جز همان مرگ اول (که در دنیا مردیم) و دیگر هیچ رنج و عذابی بر ما نخواهد بود؟ Except our death/lifelessness the first/beginning, and we are not with being tortured.

إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (60 )
این است همان سعادت و رستگاری بزرگ. That this it is (E) the winning/success the great .

لِمِثْلِ هَٰذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُونَ (61 )
آنان که سعی و عملی می‌کنند باید بر مثل این (بهشت جاودانی) کنند (نه بر دنیای دو روزه فانی). Similar/equal/alike to this, so the makers/doers/workers, should make/do/work.

أَذَٰلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ (62 )
آیا این پذیرایی (و مقام عالی) بهتر است یا درخت زقّوم جهنم؟ Is that a better place of descent or the deadly food`s tree?

إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ (63 )
که آن درخت را ما بلای جان ستمکاران عالم گردانیدیم. That We made/put it (as) a test/charm to the unjust/oppressive.323

إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ (64 )
آن زقوم به حقیقت درختی است که از بن دوزخ برآید. That it is a tree it emerges in the Hell`s source/root.

طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُءُوسُ الشَّيَاطِينِ (65 )
میوه‌اش (در خباثت) گویی سرهای شیاطین است. Its first fruit of the season as though it (is) the devils` heads/tops .

فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ (66 )
اهل دوزخ از آن درخت (خباثت) آن طور می‌خورند که شکمها پر می‌سازند. So then they are eating exaggerated/gluttons from it, so they are filling from it the bellies/insides.

ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مِنْ حَمِيمٍ (67 )
پس از خوردن زقّوم دوزخ بر آنها آمیزه‌ای از شراب سوزان خواهد بود. Then for them on it (is) a mixture/heat (E) from hot/cold water/red hot coal .

ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ (68 )
و باز هم رجوعشان به سوی (عذاب دایم) جهنّم است. Then that their return (is) to (E) the Hell .

إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءَهُمْ ضَالِّينَ (69 )
چرا که آنها پدرانشان را در ضلالت و گمراهی یافتند. That they truly found their fathers misguided.

فَهُمْ عَلَىٰ آثَارِهِمْ يُهْرَعُونَ (70 )
و باز از پی آنها شتابان می‌رفتند. So they are on their tracks/marks/signs rushing disturbedly .

وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ (71 )
و قبل از اینان بیشتر پیشینیان هم سخت گمراه بودند. And most of the first/beginners had been (E) misguided before them.

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ (72 )
و ما رسولانی برای بیم و پند بر آنها فرستادیم. And We had (E) sent in (between) them warners/givers of notice.

فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ (73 )
(همه را تکذیب کردند) پس بنگر تا عاقبت کار آن امتهای بیم داده شده (گمراه) به چه (سختی و هلاکت) انجامید. So look/see/wonder about how was the warned`s/given notice`s end/turn (result).

إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (74 )
جز بندگان پاک برگزیده خدا (همه هلاک شدند). Except God`s worshippers/slaves , the faithful/loyal/devoted.

وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ (75 )
و همانا نوح ما را (بر یاری خود) ندا کرد و ما او را چه نیکو اجابت کردیم. And Noah had called/cried (to) Us, so blessed/praised (E) (are) the answerers/repliers.

وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ (76 )
و او را با اهل بیتش (و پیروانش) همه را از اندوه و بلای بزرگ (هلاکت غرق) نجات دادیم. And We saved/rescued him and his family/relation from the grief, hardship and suffering the great.

وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ (77 )
و نژاد و اولاد او را روی زمین باقی داشتیم. And We made/put his descendants, they are the remaining .

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ (78 )
و در میان آیندگان نام نیکویش بگذاشتیم. And We left on him in the lasts .

سَلَامٌ عَلَىٰ نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ (79 )
سلام و تحیّت بر نوح (خدا پرست) در میان عالمیان باد. Peace/security on Noah in the creations are together/(universes).

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (80 )
ما نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم. We (E) like that, We reimburse the good doers.

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ (81 )
که او به حقیقت از بندگان با ایمان ما بود. That he truly is from Our worshippers/slaves , the believers.

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ (82 )
آن گاه دیگران را همه غرق دریای هلاک گردانیدیم. Then We drowned/sunk the others/lasts .

وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ (83 )
و از پیروان نوح (در دعوت به توحید و خدا پرستی) به حقیقت ابراهیم (خلیل) بود. And that truly from his group/party/follower (was) Abraham (E).

إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (84 )
که با قلبی پاک و سالم (از شرک) به سوی پروردگار خویش آمد. When he came (to) his Lord with a sound/safe heart/mind .

إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ (85 )
هنگامی که با پدر (یعنی عموی) خود و قومش گفت: شما به پرستش چه مشغولید؟ When he said to his father and nation: "What (do) you worship?"

أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ (86 )
آیا رواست که به دروغ خدایانی به جای خدای یکتا بر می‌گزینید؟ Are falsified gods from other than God (what) you want/intend ?

فَمَا ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ (87 )
پس در این صورت به خدای جهانیان چه گمان می‌برید (و از قهر و انتقام خدا چگونه نمی‌ترسید). So what (is) your thought/assumption with (about) the creations all together`s/ (universes`) Lord?

فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ (88 )
آن گاه (ابراهیم تدبیری اندیشید و) به ستارگان آسمان نگاهی کرد. So he looked/saw a glance/consideration in the stars/planets.

فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ (89 )
و با قومش گفت که من بیمارم (و نتوانم به جشن عید بتان آیم). So he said: "That I am sick/ill ."

فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ (90 )
قوم از او دست کشیده برگشتند (و از بتخانه در پی نشاط عید به باغ و صحرا شتافتند). So they turned away from him giving their backs.

فَرَاغَ إِلَىٰ آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ (91 )
ابراهیم (که بتخانه را خلوت یافت) قصد بتهای آنان کرد و گفت: آیا شما غذا نمی‌خورید؟ So he conned his way to their gods, so he said: "Do you not eat?"

مَا لَكُمْ لَا تَنْطِقُونَ (92 )
چرا سخن نمی‌گویید؟ (شما چه خدایان بی‌اثر باطلی هستید!) Why for you, you do not speak?

فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ (93 )
و محکم (با تبر) بر بتان زد (و جز بت بزرگ همه را درهم شکست). So he conned his way on them moving/striking with the right (hand).

فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ (94 )
قوم (آگه شدند و) با شتاب (از پی انتقام) به سوی او آمدند. So they (his nation) approached/came to him hurrying/hastening.

قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ (95 )
ابراهیم گفت: آیا رواست که شما چیزی به دست خود بتراشید و آن را پرستش کنید؟ He said: "Do you worship what you carve out/cut ?"

وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ (96 )
در صورتی که شما و آنچه (از بتان) می‌سازید همه را خدا آفریده. And God created you and what you make/do ?

قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ (97 )
(قوم حجت و برهانش نشنیدند و) گفتند: باید بر او آتشخانه‌ای بسازید و او را در آتش افکنید. They said: "Build/construct for him a building/structure, so throw him away in the place of intense heat/roaring fire ."324

فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِينَ (98 )
نمرودیان قصد مکر و ستمش کردند ما هم آنان را خوار و نابود ساختیم (و آتش را بر او گلستان کردیم). So they intended/wanted a conspiracy/harm with (for) him, so We made/put them the lowest/meanest.

وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّي سَيَهْدِينِ (99 )
و ابراهیم (پس از نجات از بیداد نمرودیان به قومش) گفت: من (با کمال اخلاص) به سوی خدای خود می‌روم که البته هدایتم خواهد فرمود. And he said: "That I am going/going away to my Lord, he will guide me."

رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ (100)
بار الها، مرا فرزند صالحی که از بندگان شایسته تو باشد عطا فرما. My Lord grant/present (for) me from the correct/righteous.

فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ (101)
پس مژده پسر بردباری به او دادیم. So We announced good news to him with a clement boy .

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَىٰ فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَىٰ ۚ قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ ۖ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ (102)
آن گاه که (آن پسر رشد یافت و) با او به سعی و عمل شتافت (یا در جهد و عبادت یا در سعی صفا و مروه با پدر همراه شد) ابراهیم گفت: ای فرزند عزیزم، من در عالم خواب چنین می‌بینم که تو را قربانی (راه خدا) می‌کنم، در این واقعه تو را چه نظری است؟جواب داد: ای پدر، هر چه مأموری انجام ده که ان شاء اللّه مرا از بندگان با صبر و شکیبا خواهی یافت. So when he reached the struggle/endeavor with him, he said you my son: "That I, I see/understand in the sleep/dream that I, I slaughter you/cut your throat, so look/wonder about/consider what you see/understand." He said: "You my father, make/do what you are being ordered/commanded, so you will find me, if God wills/wants from the patient."

فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ (103)
پس چون هر دو تسلیم امر حق گشتند و او را (برای کشتن) به روی در افکند. So when they (B) submitted/surrounded and he pulled/pushed/followed him to the foreheads.

وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ (104)
و ما در آن حال (که کارد به گلویش کشید) خطاب کردیم که ای ابراهیم، And We called him: "That you Abraham."

قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا ۚ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (105)
تو مأموریت عالم رؤیا را انجام دادی (کارد را از گلویش بردار) . ما نیکو کاران را چنین نیکو پاداش می‌دهیم. You had confirmed the dream, We (E), like that We reimburse the good doers.

إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ (106)
این ابتلا همان امتحانی است که (حقیقت حال اهل ایمان را) روشن می‌کند (که در راه خدا از هر چیز می‌گذرند). That truly that it is (E) the test, the clear/evident .

وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ (107)
و بر او (گوسفندی فرستاده و) ذبح بزرگی فدا ساختیم. And We substituted him with a great slaughtered (animal).

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ (108)
و ثنای او را در میان آیندگان وا گذاردیم. And We left on him in the others/lasts .

سَلَامٌ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ (109)
سلام و تحیّت خدا بر ابراهیم باد. Safety/security/greeting on Abraham.

كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (110)
ما نیکوان را این چنین پاداش نیکو می‌دهیم. As/like that We reimburse the good doers.

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ (111)
زیرا او از بندگان با ایمان ما بود. That he truly is from Our worshippers/slaves the believers.

وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ (112)
و باز مژده فرزندش اسحاق را که پیغمبری از شایستگان است به او دادیم. And We announced good news to him (of) Isaac a prophet from the correct/righteous.

وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَىٰ إِسْحَاقَ ۚ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِينٌ (113)
و بر ابراهیم و اسحاق برکت و خیر بسیار عطا کردیم، و از فرزندانشان برخی صالح و نیکوکار و برخی دانسته و آشکار به نفس خود ستمکار شدند. And We blessed on him and on Isaac, and from their (B)`s descendants, (are) good doers, and (a) clear/evident unjust/oppressive to himself.

وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَارُونَ (114)
و همانا ما بر موسی و هارون منّت گذاردیم. And We had blessed on Moses and Aaron.

وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ (115)
و هر دو را با قومشان از بلای بزرگ (فرعونیان) نجات دادیم. And We saved/rescued them (B) and their (B)`s nation from the grief/hardship and suffering, the great.

وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ (116)
و آنها را یاری دادیم تا (بر فوعونیان) به حقیقت غالب شدند. And We gave them victory, so they were, they, the defeators/conquerors.

وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ (117)
و به آن دو (پیغمبر) کتاب (تورات) روشن بیان را عطا کردیم. And We gave/brought them (B) The Book , the clear/evident .

وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ (118)
و هر دو را به راه راست (خداپرستی) هدایت کردیم. And We guided them (B) the road/way, the straight/direct .

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الْآخِرِينَ (119)
و برایشان نام نیک در میان آیندگان باقی گذاردیم. And We left on them (B) in the others/lasts .

سَلَامٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَارُونَ (120)
سلام و تحیّت بر موسی و هارون باد. Safety/security/greeting on Moses and Aaron.

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (121)
ما چنین نیکوان را پاداش نیکو می‌دهیم. We (E), like that We reimburse the good doers.

إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ (122)
زیرا هر دو از بندگان خاص با ایمان ما بودند. That they truly are from Our worshippers/slaves the believers.

وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (123)
و همانا الیاس یکی از رسولان بزرگ خدا بود. And that Elias (is) from (E) the messengers.

إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ (124)
وقتی که قومش را گفت: آیا خداترس و پرهیزکار نمی‌شوید (که ترک بت و خود پرستی کنید). When he said to his nation: "Do you not fear and obey?"

أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ (125)
آیا بت بعل نام را (خدا) می‌خوانید و خدای بهترین آفریننده عالم را ترک می‌گویید؟ Do you call an idol statue/master , and you leave the creator`s best ?

اللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ (126)
همان خدایی که آفریننده شما و پدران گذشته شماست (نه بتان جماد). God (is) your Lord, and your fathers`/forefathers` lord the first/beginners.

فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ (127)
قوم الیاس (رسالت) او را تکذیب کردند، بدین سبب (برای انتقام و عذاب به محشر) احضار می‌شوند. So they lied/denied/falsified him, so they truly are being made to be present/attend (E).

إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (128)
(و همه هلاک شوند) جز بندگان پاک و برگزیده خدا. Except God`s worshippers/slaves , the faithful/loyal/devoted.325

وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ (129)
و از او در میان آیندگان نام نیکو باقی گذاردیم. And We left on him in the others/lasts .

سَلَامٌ عَلَىٰ إِلْ يَاسِينَ (130)
سلام بر الیاس (و آل یاسین) باد. Safety/security/greeting on Elias .

إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ (131)
ما نیکوان را چنین پاداش نیکو می‌دهیم. We, like that We reimburse the good doers.

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ (132)
زیرا او از بندگان خاص با ایمان ما بود. That he truly (is) from Our worshippers/slaves the believers.

وَإِنَّ لُوطًا لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (133)
و لوط هم یکی از رسولان خدا بود. And that truly Lot (was) from (E) the messengers.

إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ (134)
وقتی که ما (خواستیم قوم او را کیفر کنیم) او و اهل بیتش همه را نجات دادیم. When We saved/rescued him and his family/people all/all together.

إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ (135)
به جز پیر زالی (همسر او) که در میان قومی که هلاک شدند باقی ماند. Except old/weak (his wife was) in the remaining behind.

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ (136)
پس (از نجات لوط و اهلش) دیگران که بدکار بودند همه را هلاک ساختیم. Then We destroyed the others/lasts .

وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ (137)
و شما مردم اینک بر دیار ویران قوم لوط می‌گذرید (و خرابه‌های آن را به چشم می‌نگرید) در صبح، And that you, you pass (E) on them in the morning/day break.

وَبِاللَّيْلِ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (138)
و شام، آیا (چشم عبرت نمی‌گشایید و) عقل را کار نمی‌بندید؟ And at the night, so do you not reason/understand/comprehend?

وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (139)
و یونس نیز یکی از رسولان بزرگ خدا بود. And that truly Jonah (was) from (E) the messengers.

إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ (140)
آن گاه که به کشتی پر جمعیتی گریخت (زیرا به قومش وعده عذاب داد و آنها از دل توبه و انابه کردند و خدا رفع عذاب کرد. او به دریای روم گریخت تا نزد قوم خجل و شرمنده نرود). When he escaped/took shelter to the ship/ships, the full/loaded.

فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ (141)
(کشتی به خطر افتاد و اهل کشتی معتقد شدند که خطا کاری در میان آنهاست، خواستند قرعه زنند تا خطا کار را به قرعه تعیین کرده و غرق کنند) یونس قرعه زد و به نام خودش افتاد و از مغلوب شدگان (و غرق شوندگان) گردید. So he drew lots with (gambled) , so he was from the annulled/slipped.

فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ (142)
و ماهی دریا او را به کام فرو برد و او در خور ملامت بود. So the large fish/whale swallowed/swallowed him quickly, and (while) he is blameworthy/blamed.

فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ (143)
و اگر او به ستایش و تسبیح خدا نپرداختی، So had it not been for that he (was) from the praising/glorifying.

لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ (144)
تا قیامت در شکم ماهی زیست کردی. He would have stayed/remained in its belly/inside to a day/time they be sent/resurrected/revived.

فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ سَقِيمٌ (145)
باز او را (پس از چندین روز) از بطن ماهی به صحرای خشکی افکندیم در حالی که بیمار و ناتوان بود. So We casted him off/discarded him at the open space and (while) he is sick/ill .

وَأَنْبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ (146)
و (در آن صحرا) بر او درختی از کدو رویانیدیم (تا به برگش سایه‌بان و پوشش کند). And We sprouted/grew on him a tree from a plant without a stem/squashes and cucumbers.

وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَىٰ مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ (147)
و او را بر قومی بالغ بر صد هزار یا افزون (به رسالت) فرستادیم. And We sent him to one hundred thousand or they increase/exceed.

فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَىٰ حِينٍ (148)
و آن قوم چون ایمان آوردند ما هم تا هنگامی معیّن (مدت عمر آن قوم، از نعمت خود) بهره‌مندشان گردانیدیم. So they believed, so We gave them long life/made them enjoy to a time/period of time .

فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ (149)
پس تو از این مشرکان (که فرشتگان را دختران خدا می‌خوانند) بپرس که آیا خدا را فرزندان دختر است و آنان را پسر؟ So ask/take their opinion is to your Lord the daughters, and for them (are) the sons ?

أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ (150)
یا آنکه چون ما فرشتگان را خلق می‌کردیم آنجا حاضر بودند و دیدند که آنها را زن آفریدیم؟ Or We created the angels (as) females and they are witnessing/testifying .

أَلَا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ (151)
بدان که اینان (از جهل خود) بر خدا دروغی بسته و می‌گویند. Is (it) not that they truly are from their lies/falsehood, they say (E):

وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (152)
خدا را فرزند می‌باشد. البته دروغ می‌گویند. God gave birth . And that they truly are lying/denying/falsifying (E).

أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ (153)
آیا خدا دختران را بر پسران برگزید؟ He chose/purified the daughters on/over the sons.

مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (154)
چرا چنین جاهلانه حکم می‌کنید؟ What (is) for you how you judge/rule?

أَفَلَا تَذَكَّرُونَ (155)
آیا (با این ادلّه روشن) باز متذکر نمی‌شوید؟ Do you not mention/remember ?

أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُبِينٌ (156)
آیا (برای عقیده باطل خود) دلیل روشنی دارید؟ Or for you (is) a clear/evident proof/evidence ?

فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (157)
کتاب و برهان‌تان را بیاورید اگر راست می‌گویید. So come/bring with your Book if you were truthful.

وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا ۚ وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ (158)
و (فاسدتر از این عقیده آنکه) بین خدا و جنّ نسبت و خویشی برقرار کردند در صورتی که جنّیان می‌دانند که (این عقاید وهم و خرافات است و به محشر برای کیفر) احضار خواهند شد. And they made/put between Him and between the Jinns (a) relationship/kinship and the Jinns had (E) known that they truly are being made to be present/attend (E).

سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ (159)
خدا ذات پاکش از این اوصاف که (از جهل) به او نسبت می‌دهند منزّه است (و همه شما مسئولید). God`s praise/glory from/about what they describe/categorize.

إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (160)
جز بندگان پاک برگزیده خدا. Except God`s worshippers/slaves, the faithful/loyal/devoted.

فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ (161)
که شما و معبودانتان، So you truly are, and what you worship.

مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ (162)
نتوانستید آنها را مفتون و گمراه کنید. You are not on Him/it with charming/misguiding .

إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ (163)
جز آن کس را که اهل دوزخ است. Except whom he is entering into fire/roasting the Hell 326

وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَعْلُومٌ (164)
(ای رسول ما، مشرکان را بگو که فرشتگان می‌گویند) هیچ کس از ما فرشتگان نیست جز آنکه او را (در بندگی حق) مقامی معین است. (The angels say): "And none for Us except for him (is) a known place and time/position/status ."

وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ (165)
و همه (به فرمان خدا) نیکو صف آراسته‌ایم. And that We, We are (E) the liners/arrangers.

وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ (166)
و دایم به تسبیح و ستایش او مشغولیم. And that We, We are (E) the praising/glorifying.

وَإِنْ كَانُوا لَيَقُولُونَ (167)
و همانا کافران می‌گفتند. And if they (the disbelievers) were saying (E):

لَوْ أَنَّ عِنْدَنَا ذِكْرًا مِنَ الْأَوَّلِينَ (168)
که اگر نزد ما کتابی از رسولان پیشین بود. If that (E) at us (is) a reminder/remembrance from the first/beginners.

لَكُنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (169)
ما هم البته از بندگان برگزیده خدا می‌بودیم. We would have been God`s worshippers/slaves , the faithful/loyal/devoted.

فَكَفَرُوا بِهِ ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (170)
و (دروغ می‌گفتند، زیرا آن قرآن بزرگ خدا آمد و) به آن کافر شدند و به زودی (کیفر خود را) خواهند دانست. So they disbelieved with (in) Him, so they will know.

وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ (171)
و همانا عهد ما در باره بندگانی که به رسالت فرستادیم (چنین در علم ازلی) سبقت گرفته است. And Our words/expressions/speech had (E) preceded to Our worshippers/slaves the messengers.

إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ (172)
که البته آنها (بر کافران) فتح و فیروزی یابند. That they truly, they are (E) the victorious.

وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ (173)
و همیشه سپاه ما (بر دشمن) غالبند. And that (E) Our soldiers/warriors , they are (E) the defeators/conquerors.

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍ (174)
پس اینک روی از آنها بگردان تا به وقتی معیّن. So turn away from them until a time/period of time .

وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ (175)
و (عذاب دنیا و آخرت) آنها را به چشم ببین که آنها هم به زودی (فتح و فیروزی تو را) خواهند دید. And make them see/understand, so they will/shall see/look/understand.

أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ (176)
آیا کافران (به تمسخر، از تو) عذاب ما را با تعجیل می‌طلبند؟ Are they with Our torture urging/hastening .

فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاءَ صَبَاحُ الْمُنْذَرِينَ (177)
(بدانند که) چون عذاب قهر الهی پیرامون دیارشان فرود آید (بر آن کافران شبی بگذرد که) صبح بسیار بدی خواهند داشت. So if it (the torture) descended at their court/yard, so it became (a) bad/evil/harmful morning/day break (of) the warned/given notice.

وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّىٰ حِينٍ (178)
اینک روی از آنها بگردان تا به وقتی معین. And turn away from them until a time/period of time .

وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ (179)
و (عذاب و ذلّت آنها را) به چشم ببین که آنها هم به زودی (فتح و فیروزی تو را) خواهند دید. And see/understand , so they will see/understand .

سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ (180)
پاک و منزه است پروردگار تو که خدایی مقتدر و بی‌همتاست و از توصیف (جاهلانه) خلق مبرّاست. Your Lord`s praise/glory, Lord (of) the glory/might/power about what they describe/categorize.

وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ (181)
و سلام و تحیت الهی بر رسولان گرامی او باد. And a safety/security/greeting on the messengers.

وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (182)
و ستایش مخصوص خداست که آفریننده جهان‌ها و جهانیان است. And the praise/gratitude (is) to God, the creations all together`s/(universes`) Lord.327
بازگشت به انتخاب سوره های قرآن کریم
تمام حقوق معنوی سایت بی بدیل طبق قوانین مالکیت معنوی محفوظ میباشد
درباره ما  پیشنهادات  تبادل لینک
سایت بی بدیل دات کام  ،  بی بدیل دات ایران
>