بی بدیل  - Bibadil
17 مرداد 1399   7 آگوست 2020
نام کاربر:
کاربر مهمان



به جامعه مجازی بی بدیل بپیوندید... ورود ثبت نام

  

قرآن کریم ، سوره النازعات

از نوع مکی ، جزء 30  مشتمل بر 46 آیه


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا (1 )
قسم به فرشتگانی که (جان کافران را) به سختی بگیرند. And/by the strangers/life extractors , exaggerating/absorbing (violently) .

وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا (2 )
قسم به فرشتگانی که (جان اهل ایمان را) به آسایش و نشاط ببرند. And/by the active/pullers , actively/pulling .

وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا (3 )
و قسم به فرشتگانی که با کمال سرعت (فرمان حق را) انجام دهند. And/by the ships/stars/fast (could be angels), tending to the livelihood/floating .

فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا (4 )
قسم به فرشتگانی که (درنظم عالم) بر هم سبقت گیرند. So the racing/surpassing/preceding, racing/surpassing/preceding.

فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا (5 )
قسم به فرشتگانی که (به فرمان حق) به تدبیر نظام خلق می‌کوشند (که قیامتی و حشری خواهد آمد). So the regulators/arrangers/planners (of) a matter/affair/order/command.

يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ (6 )
روزی که آن لرزاننده (یعنی نفخه صور الهی، جهان را) بلرزاند. A day/time the first blow of the horn trembles and shakes/agitates .

تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ (7 )
و لرزاننده دیگر (یعنی نفخه صور دیگر) از پی آن در آید. The followed closely behind follows it.

قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ (8 )
در آن روز سخت دلهای برخی مضطرب و هراسان شود. Hearts (on) that day (are) palpitating/pounding .

أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ (9 )
که (از ترس) چشمها به زیر افکنند. Its eyesight/understanding (is) humble/submissive .

يَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ (10 )
(مردم غافل دنیا) گویند: آیا ما پس از مرگ باز زندگانی دیگری خواهیم یافت؟ They say: "Are we returning (E) in the first creation ?"

أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا نَخِرَةً (11 )
چگونه چون مردیم و استخوان ما پوسید زنده خواهیم شد؟ Is (it that) if we were decayed/decomposed bones.

قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ (12 )
و گویند: در این صورت که دیگر بار زنده شویم بسی زیانکار خواهیم بود. They said: "That is then a loosing repetition ."

فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ (13 )
جز یک صدای مهیب (که در صور اسرافیل کنند) نشنوند. So but it is one deterrent/cry to drive out .

فَإِذَا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ (14 )
و ناگاه همه از خاک بر شوند و به صحرای قیامت رهسپار گردند. So then they are at the Earth`s surface .

هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَىٰ (15 )
آیا خبر موسی عمران به تو رسیده؟ Did Moses` information/speech come to you?

إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى (16 )
آن گاه که خدایش او را در وادی مقدس طوی (قرب طور) ندا کرد. When His Lord called him at the Valley the Holy/Sanctified Tuwan/concealed/folded within :

اذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ (17 )
که به سوی فرعون برو که او سخت به راه طغیان رفته است. Go to Pharaoh, that he truly exceeded the limit/tyrannized .

فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلَىٰ أَنْ تَزَكَّىٰ (18 )
پس بگو: میل داری که (از پلیدی خود پرستی و شرک) پاک و پاکیزه شوی؟ So say: `Is there for you that (E) you purify/become righteous ?`

وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰ (19 )
و تو را به راه خدا هدایت کنم تا بترسی (و به درگاه عظمت و قدرت او خاشع و فروتن شوی). `And I guide you to your Lord so you fear.`

فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَىٰ (20 )
پس آن آیت و معجزه بزرگتر را به او نمود. So he showed him/made him understand the verse/evidence/sign, the greatest/biggest .

فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ (21 )
فرعون تکذیب و نافرمانی کرد. So he denied/falsified , and he disobeyed.

ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَىٰ (22 )
از آن پس (که معجزه موسی دید) باز روی از حق بگردانید و (برای دفع موسی) به جهد و کوشش برخاست. Then he gave his back/ended/passed hastening .

فَحَشَرَ فَنَادَىٰ (23 )
پس (با رجال بزرگ دربار خود) انجمن کرد و ندا داد. So he gathered, so he called.

فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ (24 )
و گفت: منم خدای بزرگ شما. So he said: "I am your lord the highest/mightiest ."

فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَىٰ (25 )
خدا هم او را به عقاب دنیا و آخرت گرفتار کرد. So God punished/took him (the) severe exemplary punishment (of) the end (other life) and the first/beginning.

إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشَىٰ (26 )
تا به هلاکت او اهل ترس از خدا عبرت گیرند. That truly in that (is) an example/warning (E) to who fears.

أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ ۚ بَنَاهَا (27 )
آیا بنای شما آدمیان استوارتر است یا بنای آسمان بلند که خدا آفرید؟ Are you (a) stronger creation or the sky/space (which) He built/constructed it?

رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا (28 )
که سقفی بس بلند و محکم بنیان در کمال زیبایی استوار ساخت. He raised its height/thickness, so He straightened it.

وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا (29 )
و شامش را تیره و روزش را روشن گردانید. And He darkened its night, and He brought out its day break .

وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا (30 )
و زمین را پس از آن بگسترانید. And the earth/Planet Earth after that He blew and stretched/spread it.

أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا (31 )
و از آن آب و گیاه پدید آورد. He brought out from it its water and its pasture.

وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا (32 )
و کوهها را بر روی آن استوار ساخت. And the mountains , He anchored it/fixed it firmly.

مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ (33 )
تا (از آن آب و گیاه که از بیابان و کوه بر انگیزد) قوت شما و چهارپایانتان بر آید. Enjoyment for you and for your camels/livestock.

فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَىٰ (34 )
پس چون آن واقعه بزرگ (و حادثه عظیم قیامت) پدید آید. So if/when the Calamity/Greatest Disaster/Resurrection Day the greatest came.

يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ مَا سَعَىٰ (35 )
در آن روز آدمی هر چه کرده به یاد آرد. A day/time the human/mankind remembers/recites what he strived/endeavored .

وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرَىٰ (36 )
و دوزخ برای بینندگان آشکار شود. And the Hell was made to emerge to who sees/understands.

فَأَمَّا مَنْ طَغَىٰ (37 )
پس هر کس (از حکم شرع خدا) سرکش و طاغی شد. So but who exceeded the limit/tyrannized/became arrogant.

وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا (38 )
و زندگی دنیا را برگزید. And preferred/chose the life the present/worldly life.

فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَىٰ (39 )
دوزخ جایگاه اوست. So then the Hell , it is the shelter/refuge.

وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ (40 )
و هر کس از حضور در پیشگاه عزّ ربوبیت بترسید و از هوای نفس دوری جست. And but who feared his Lord`s position/status and he forbid/prevented the self from the self attraction for desire .

فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ (41 )
همانا بهشت منزلگاه اوست. So then the Paradise/treed garden, it is the shelter/refuge.

يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا (42 )
از تو سؤال کنند که قیامت کی بر پا شود؟ They ask/question you about the Hour/Resurrection when (is) its landing ?

فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْرَاهَا (43 )
تو را چه کار است دیگر که از آن به یاد آری؟ (بسیار یاد آور شدی و منکران از تو نپذیرفتند). In what you are from mentioning/remembering it (what do you know about it or its time)?

إِلَىٰ رَبِّكَ مُنْتَهَاهَا (44 )
کار آن ساعت به خدای تو منتهی شود. To your Lord (is) its ultimate/absolute end.

إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشَاهَا (45 )
تو را جز این نباشد که اهل ایمان را هر کس از یاد آن روز هراسان می‌شود به اهوال آن روز آگاه سازی. Truly/but you are a warner/giver of notice (to) who fears it.

كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا (46 )
چون آن روز را مردم ببینند گویی همه عمر دنیا شامگاهی یا چاشتگاهی بیش نبوده است. As if they are, a day/time they see it, they did not stay/remain/wait (in their graves) except an evening or its daybreak/forenoon 456
بازگشت به انتخاب سوره های قرآن کریم
تمام حقوق معنوی سایت بی بدیل طبق قوانین مالکیت معنوی محفوظ میباشد
درباره ما  پیشنهادات  تبادل لینک
سایت بی بدیل دات کام  ،  بی بدیل دات ایران
>