بی بدیل  - Bibadil  
     تاریخ: 05 اردیبهشت 1398    25 آوریل 2019

طنز و خنده بی بدیل برای شما

. . . .

طنز و خنده عدم نمایش
 
امکانات سایت عدم نمایش
 
وضعیت کاربر عدم نمایش

    نام کاربر         

      کاربر مهمان
 
  ورود به سایت 
   
  عضويت در سایت
 
 تبلیغات عدم نمایش
خرید و فروش خودرو
آتلیه دات کام
آموزشگاه خیاطی ترمه سرا
آموزش سازمانی
طراحی سایت
آتلیه عروس
آتلیه های عکاسی مشهد
آموزشگاه خیاطی
اجاره اپارتمان مبله در تهران
اجاره خودرو
امدادخودرو،شماره امداد خودرو،تلفن امداد خودرو،امدادیار،امداد
بهترین آموزشگاه زبان تهران
تاج گل
ترجمه مقاله، ترجمه تخصصی
چت روم
چت روم
چت روم ، قشم چت
خرید بلیط هواپیما
خرید تیشرت بدنسازی ،خرید تیشرت،خرید تیشرت ورزشی،خرید لباس ورزشی
خرید و فروش خودرو
دانلود آهنگ ایرانی
رزرو هتل خارجی
سم ساس قوی ، از بین بردن تخم ساس ، کشتن ساس تضمینی
صندلي تالار صندلي تالاري صندلي شيواري صندلي رستوران مبل تالار
صندلی تالار صندلی تالاری صندلی شیواری مبل استیل تالار
صندلی تالار صندلی تالاری صندلی شیواری مبل استیل تالار صندلی
صندلی تالار-صندلی تالاری-صندلی شیواری-مبل تالار-میزوصندلی تالار
طراحی سایت
فروش اقساطی خودرو
فیش حج
فیش حج
فیش حج
لیس گپ
نقاشی ساختمان، نقاشی ساختمان در تهران ، کرج ، اندیشه
یونولیت

تعرفه تبلیغات
 
آموزش آشپزی نمایش


 به جامعه مجازی بی بدیل بپیوندید... ورود  ثبت نام
وقت شناس باشید  
بی بدیل - وقت شناس باشید

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که 30 سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابر این کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند. پشت میکروفون قرار گرفته و گفت: 30 سال قبل وارد این شهر شدم. انگار همین دیروز بود. راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت. به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌ و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهالی محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمانی نیک دارد.
در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفون قرار گیرد. در ابتدا از این که تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارم زمانی که پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بودم که برای اعتراف مراجعه کردم ...

نتیجه اخلاقی‌: وقت شناس باشید

   
 
تبلیغات
 

 مقالات طنز    
  نظر دهید (5)نظر
تاریخ:  1390/03/15 نوشته شده توسط : مدیر سایت
این مطلب را برای دوستتان بفرستید


برخی از نظرات شما:  
آتنا گفت:
 

خيلي قشنگ بود.كلي خنديدم.موفق باشيد.

آتنا گفت:
 

بهنوش جان عصباني شدن نداشت! بدقولي كرد ، نتيجه اش رو هم ديد.اتفاقا به نظر من كه حقش بود.بعدشم اين سايت براي خنديدنه نه عصباني شدن!

عارف گفت:
 

بد نبود ولی خندیدیم

بهنوش گفت:
 

به نظر من اصلا خنده نداشت حرف از ؟آدماي بدقول كه ميشه عصباني ميشم

  تمام حقوق معنوی سایت بی بدیل طبق قوانین مالکیت معنوی محفوظ میباشد
استفاده از مطالب سایت بی بدیل با ذکر منبع مجاز است.
درباره ما  پیشنهادات  تبادل لینک
سایت بی بدیل دات کام  ،  بی بدیل دات ایران
 
  
>