بی بدیل  - Bibadil  
     تاریخ: 30 آبان 1396    21 نوامبر 2017

طنز و خنده بی بدیل برای شما

. . . .

طنز و خنده عدم نمایش
 
امکانات سایت عدم نمایش
 
وضعیت کاربر عدم نمایش

    نام کاربر         

      کاربر مهمان
 
  ورود به سایت 
   
  عضويت در سایت
 
 تبلیغات عدم نمایش
 
آموزش آشپزی نمایش


 به جامعه مجازی بی بدیل بپیوندید... ورود  ثبت نام
جوک و اس ام اس جدید  
بی بدیل - جوک و اس ام اس جدید

افغانیه میره خونه زنه دزدی، زنه میگه بیا این پول و طلا ها مال تو با من کاری نداشته باش! ، افغانیه میگه: خودتو به اون راه نزن! بگو کیسه نون خشکا رو کجا گذاشتی؟

هر روز صبح که از خواب پا ميشي 2 تا کار انجام بده
1- از خدا تشکر کن چون زندگي مي کنی
2- برو حموم چون بقيه هم ميخوان راحت زندگي کنن

به قزوینیه می گن: شیرین ترین خاطره زندگیت چیه؟ می گه: یه عروسی رفتیم مردا و پسرها قاطی بودند.

می دونی قزوینی ها شب های پنج شنبه برای مرده هاشون چی خیرات می کنن؟....... چی توز حلقه ای  

غضنفر در و پنجره ساز بوده، میره خواستگاری ازش می پرسن: آقا داماد چی کارن؟ کلاس میزاره میگه ویندوز نصب می کنم.

 

یارو پشت کامیونش می نویسه : عزیزم، کشتی عشق ما آماده پروازه ... پیتیکو پیتیکو

مشترک محترم !!
با سلام
لطفا گوشی خود را خاموش کنید
چون می خوایم مخابرات را بشوریم…

از غضنفر می پرسن: بلندترین برج تهرون کدومه؟ می گه: آزادیه دیگه، معلومه که !!!
دو باره می پرسن: پس برج میلاد چی؟
جواب می ده: بابا شما خبر ندارین! اگه برج آزادی لنگ هاشو ببنده، از میلاد هم بلندتره!

میدونی بنی‌آدم اعضای یکدیگرند یعنی چی؟ یعنی مثلا تو جیگر منی!

مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!

اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم. دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشیه!

اگر یه روز یک نفر دستت رو گرفت و تو یهو دست و پا و بدنت لرزید برای عاشق شدن عجله نکن شاید بابا برقی باشه!!!
روابط عمومی توانیر

خوش غیرت به زنش میگه: عزیزم خوشحالم که مادر شدی . زنش میگه انشاا... یه روزیم تو پدر میشی.

به خوش غیرت میگن: زنتو دیدم تو ماکسیما با یک مرد غریبه که 190 تا داشتن میرفتن!! رشتیه میگه: آره ماکسیما 190 تا رو راحت میره.

از مهندس عمران می پرسن: نظرت درباره ی ساختمان بدن چیه ؟
میگه : نما کاریش عالیه حرف نداره
فقط یه عیب داره اونم این که پذیرایی و دستشویی با همه.

وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد . بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد . پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد!

خوش غیرت به زنش میگه: چرا دیر اومدی؟ میگه: آخه یه اقاهه افتاده بود دنبالم، ولی خیلی اروم راه میومد.

 
 
تبلیغات
 

 جوک    
  نظر دهید (6)نظر
تاریخ:  1389/05/04 نوشته شده توسط : مدیر سایت
این مطلب را برای دوستتان بفرستید


برخی از نظرات شما:  
saeed گفت:
 

kheeeeeiliiii bahaaallllllllllllll bodan

بچه ى بابام گفت:
 

خوفففف بود .

kian گفت:
 

aaaaaare

ELLMIRA گفت:
 

DAMET GARM

  تمام حقوق معنوی سایت بی بدیل طبق قوانین مالکیت معنوی محفوظ میباشد
استفاده از مطالب سایت بی بدیل با ذکر منبع مجاز است.
درباره ما  پیشنهادات  تبادل لینک
سایت بی بدیل دات کام  ،  بی بدیل دات ایران
 
  
>