بی بدیل  - Bibadil  
     تاریخ: 31 شهریور 1396    22 سپتامبر 2017

طنز و خنده بی بدیل برای شما

. . . .

طنز و خنده عدم نمایش
 
امکانات سایت عدم نمایش
 
وضعیت کاربر عدم نمایش

    نام کاربر         

      کاربر مهمان
 
  ورود به سایت 
   
  عضويت در سایت
 
 تبلیغات عدم نمایش
 
آموزش آشپزی نمایش


 به جامعه مجازی بی بدیل بپیوندید... ورود  ثبت نام
جوکهای جدید (سری)  
بی بدیل - جوکهای جدید (سری)

غضنفر ميره بنگاه معاملات ملكي. بهش ميگن ما يه خونه داريم كنار راه آهنه سر و صداش زياده ولي بعد از يه هفته عادت ميكنه.
ميگه ايرادي نداره! اين يه هفته رو ميرم خونه ي داداشم!!

از غضنفر مي پرسن دوست داري چه جوري بميري؟ مي گه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش. نه مثل مسافرهاي اتوبوسش در ترس و وحشت!

غضنفر ميره مكه ميخواست گوسفند قرباني كنه ، چاقو پيدا نميكنه گوسفند رو خفه ميكنه!

 

انجير رو به غضنفر نشون مي دن ، مي گن اين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش كنجد مالوندن ، تهش يه چوب چپوندن ، تازه شده گلابي!!!

اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند

غضنفر زنگ ميزنه به دوستش، آهسته ميگه: من الان توي جلسه ام. بعدا باهات تماس ميگيرم!!

 

الاغه ميره جنگل داد مي زنه : من شير مي خورم ، پلنگ مي خورم ، ببر مي خورم . يهو شيره يه نعره مي كشه . الاغه ميگه البته خيلي وقتها هم گ... زيادي مي خورم

 

غضنفر ميره ختم ازش مي پرسن شما؟
ميگه من ساير بستگانم !

 

از غضنفر مي پرسن : به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره ، به كره و چين هم حمله كُنه تكليف ايران چي ميشه ؟ غضنفر ميگه : چي ميشه نداره كه ، ايران ميره جام جهاني! laugh

 

مي خواستن غضنفر رو شكنجه روحي بدن ، مي فرستنش تو يك اتاق گرد ، ميگن برو يك گوشه بشين!

 

غضنفر ميره مسابقه بيست سوالي ، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه : جواب برج ايفله ، فقط تو زود نگو كه ضايع شه . خلاصه مسابقه شروع ميشه ، غضنفر ميپرسه : تو جيب جا ميگيره ؟ ميگن : نه . غضنفر ميگه : ...ها ! پس حتماٌ برج ايفله !

 

غضنفر سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس ، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس . بعد از چند لحظه ، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتند . ميگه : ولش كنين ببينم چي ميگه !

 

غضنفر از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين . به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه : خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

 

زنِ غضنفر دو قلو ميزاد ،‌ غضنفر ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه ،‌ به يارو ميگه :‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

 
 
تبلیغات
 

 جوک    
  نظر دهید (3)نظر
تاریخ:  1390/12/24 نوشته شده توسط : مدیر سایت
این مطلب را برای دوستتان بفرستید


برخی از نظرات شما:  
محمد گفت:
 

عالي بود

آذر گفت:
 

مرسي محشر بودند

  تمام حقوق معنوی سایت بی بدیل طبق قوانین مالکیت معنوی محفوظ میباشد
استفاده از مطالب سایت بی بدیل با ذکر منبع مجاز است.
درباره ما  پیشنهادات  تبادل لینک
سایت بی بدیل دات کام  ،  بی بدیل دات ایران
 
  
>