در برنامه نقد سینما مطرح شد؛ نسخه تقلبی جنبش می تو در سینمای ایران به گزارش بی بدیل دات كام آرش خوشخو منتقد سینما در برنامه نقد سینما بیان كرد كه فیلم سینمایی لتیان به كارگردانی علی تیموری تهی از هر معنایی است. به گزارش بی بدیل دات کام به نقل از روابط عمومی برنامه تلویزیونی «نقد سینما»، دهمین قسمت از فصل جدید برنامه «نقدسینما» جمعه شب ۱۴ شهریورماه روی آنتن شبکه پنج رفت. در این قسمت از برنامه علاوه بر نقد و بررسی فیلم سینمایی «لتیان» به کارگردانی علی تیموری، پرونده «حریم اخلاقی سینمای ایران» هم به بهانه برخی ادعاهای مطرح شده در فضای مجازی درباره حواشی پشت صحنه سینمای ایران مورد واکاوری و بررسی قرار گرفت. امیررضا مافی منتقد و مجری برنامه «نقد سینما» در بخش اول در گفتگو با آرش خوشخو و علی فرهمند به نقد فیلم «لتیان» پرداخت. علی فرهمند منتقد سینما در مقدمه بحث با اشاره به خصوصیت های اصطلاح تکرارشونده «فیلم اولی» در سینمای ایران به تشریح شرایط فیلم های اول پرداخت و از نبود ادراک بصری در بعضی از این آثار گفت. در ادامه آرش خوشخو درباره «لتیان» اظهار داشت: در مواجهه با این فیلم حس می کنید با یک کارگردانی تمیز و قاب های چشم نواز مواجهید. ترکیب بازیگران هم از ترکیب های قابل توجه است اما در آخر با این سوال مواجه می شوید که چی؟ این همه هنرنمایی کارگردان و بازیگران برای چیست؟ مثل قالب خوشگلی که درونش هیچ چیز نیست؟ من چرا باید نگران کاراکترهای این فیلم باشم؟ همین داستان با محوریت یک شخصیت بازاری و بیمار مشابه امیر جدیدی را در سال ۷۸ در فیلم «قرمز» فریدون جیرانی با بازی محمدرضا فروتن داشتیم. آن فیلم در تحولات اجتماعی آن سال ها یک معنای ویژه پیدا کرد اما «لتیان» از هر معنایی تهی است! فرهمند در ادامه اظهار داشت: در فیلم «لتیان» ظاهراً ما با یک شبه درام مدرن مواجه می باشیم با مضامین برخاسته از طبقه متوسط مانند دروغ و خیانت. مسأله اصلی در این درام ها این است که شخصیت ها باید بار درام را به دوش بکشند. ما در درام مدرن رشد طولی در داستان نداریم و بیشتر شخصیت ها در موقعیت ها رشد می کنند. در این فیلم اما آیا شخصیتی شکل گرفته است؟ مهمترین شخصیت داستان «طاها» با بازی امیر جدیدی است، مشکل او چیست؟ وی اضافه کرد: اکتای براهنی در هر سه فیلمنامه ای که تا به امروز نوشته یعنی «پل خواب»، «عنکبوت» و همین «لتیان» به دنبال روانشناسی جنایت است اما نکته حائز اهمیت این است که صرفا نباید بر پس زمینه وقوع جنایت متمرکز شویم و باید اطلاعی از پیشینه فرد هم داشته باشیم. امیررضا مافی در این بخش توضیح داد: در روایت «لتیان» در انتها متوجه اختلال پارانویا در کاراکتر «طاها» می شویم اما این شناخت در طول داستان شکل نمی گیرد. در طول فیلم نمی دانیم چرا باید بپذیریم طاها آدم بدی است. از این منظر آخر بندی فیلم به شدت بی مفهوم است. خوشخو ضمن موافقت با بی مفهوم بودن آخر بندی فیلم اضافه کرد: اساساً شخصیت های فیلم همه سست هستند. نمونه خوب این جنس درام، «درباره الی…» اصغر فرهادی است. اینجا هم تلاش شده تعدادی آدم به همان شکل در همان موقعیت قرار بگیرند اما از آنجائیکه هم فیلمنامه نویس و هم کارگردان می دانند که توجیه مناسبی برای خلق این موقعیت ندارند، مدام در حال توضیح آن هستند! وقتی درام تا این اندازه سست است هرچقدر هم کارگردانی تمیز باشد و برخی صحنه ها حتی شما را یاد فیلم های برگمان و لینچ و آنتونیونی بیندازد، بازهم هیچ نداریم! فرهمند: مدام در مواجهه با کاراکترهای «لتیان» باید از خودمان بپرسیم چرا چنین رفتاری می کند؟ همه چیز به صورت کاملاً سطحی دیده شده است. به غیر از شخصیت پردازی فیلم «لتیان» از منظر تصاویر زیبایی که دارد تحسین شده است، اما این تصاویر زیبا اساساً همسو با درام نیست مافی هم با تاکید بر ضعف منطقی پرداخت شخصیت طاها اظهار داشت: اساساً همه این ها جمع شده اند که مثلاً ما قبول نماییم طاها بد است، اما فیلم به ما نمی گوید چرا!؟ اتفاقاً در مواردی طاها نسبت به دیگران، محق تر است. خوشخو هم در تکمیل این موضع مافی اظهار داشت: اتفاقاً به نظر می آید دیگران هستند که پارانویا دارند و طاها از باقی سالم تر است! فرهمند اضافه کرد: مدام در مواجهه با کاراکترها باید از خودمان بپرسیم چرا چنین رفتاری می کند؟ همه چیز به صورت کاملاً سطحی دیده شده است. به غیر از شخصیت پردازی فیلم «لتیان» از منظر تصاویر زیبایی که دارد تحسین شده است، اما این تصاویر زیبا اساساً همسو با درام نیست؛ درامی که اتفاقاً باید در کلوزاپ روایت شود. برای قاب های زیبا داستان را به لواسان و سد لتیان برده در حالیکه همین داستان را می شد در ویلایی در شمال هم روایت کرد. گویی برای فرار از کاری که قبلاً فرهادی کرده بود، تصمیم گرفته اند به جای شمال به لتیان بروند! همین طور است که هیچ چیز در فیلم دلیل و منطق دراماتیک ندارد. در بخش دیگری از میز نقد «لتیان» آرش خوشخو اظهار داشت: کلاً سینمای ایران به سبب افرادی که در آن مشغول هستند، غالباً به طبقه سنتی نگاه خوبی ندارد. در فیلم های کمدی همچون «پوپک و مش ماشاله» گرفته تا همین «مطرب» این نگاه وجود دارد و در فیلم های ملودرام که تشدید هم می شود. منصفانه ترین نگاه به این طیف سنتی در سینمای ما همان «جدایی نادر از سیمین» است که به نظرم واقع بینانه به این طبقه پرداخته، در غالب فیلم های ایرانی این نگاه به طبقه سنتی در حال تبدیل شدن به یک کلیشه است. فرهمند هم اظهار داشت: اساساً سوءتفاهمی در سینمای ایران شکل گرفته است و فکر می کنند برای مطرح کردن حرف های برآمده از یک جامعه و نگاه مدرن، حتما باید «سنت» را سرکوب کنند. در صورتیکه جهان مدرن و سنتی در پرداخت یک درام به سادگی می توانند مکمل یکدیگر باشند. آرش خوشخو در ادامه درباره عملکرد بازیگران «لتیان» اظهار داشت: برخلاف نظرات مطرح شده به نظرم بازی امیر جدیدی در این فیلم بازی خوبی است و تکرار نقش های قبلی هم نیست. جدیدی تا به اینجا در فیلم هایی که بازی کرده است، با این که دانش آموخته بازیگری نیست و یک بازیگر غریزی به حساب می آید، نشان داده که می تواند شخصیت های متنوعی را خلق کند. پریناز ایزدیار هم بازیگر اول زن سینمای ایران است و به رغم انتقاداتی که بازی های وی دارم، مهمترین گزینه فیلمسازان برای شاه نقش های زن به حساب می آید. اما به نظر او متناسب با جایگاهی که امروز در سینما دارد پیشرفت نکرده و همچنان منتظر یک بازی خیلی خوب از او هستم. فرهمند هم در این حوزه توضیح داد: طبیعتاً وقتی درباره اثری صحبت می نماییم که هیچ شخصیت پردازی ندارد، درباره بازیگری آن هم نمی توان موضع قطعی گرفت. امیر جدیدی در این فیلم می خواسته ادای نوید محمدزاده در «خفه گی» را دربیاورد اما در عمل تبدیل به محمدرضا فروتن در «نگار» شده است و همین تفاوت سطح ۲ فیلم نشان داده است به چه قهقرایی رفته! کاراکتر «مانی» هم به ظاهر از خارج آمده است اما جز مدام فیلم خارجی دیدن هیچ خصوصیت دیگری از او نمی بینیم! حضور بازیگر ترکیه ای در فیلم جلیلوند؟ در بخش «میز خبر» برنامه شب گذشته «نقد سینما» علیرضا مرادی بعنوان میزبان به مرور مهمترین رویدادهای سینمایی هفته گذشته پرداخت. در این بخش محمدرضا شفاه به عرضه توضیحاتی درباره شرایط اکران فیلم سینمایی «دیدن این فیلم جرم است» پرداخت و تاکید کرد طبق برنامه ریزی صورت گرفته تلاش می شود این فیلم در اواخر مهر و ابتدای آبان روانه پرده سینماها شود. تهیه کننده این فیلم سینمایی تاکید کرد نسخه ای از فیلم که به اکران عمومی در می آید به لحاظ فنی نسبت به نسخه جشنواره اصلاحاتی داشته اما از نظر محتوایی هیچ بخش آن گرفتار ممیزی و اصلاح نشده است. در بخش دیگری از میز خبر، مرادی به پست اخیر «کالود شالچی اغلو» بازیگر ترکیه ای در صفحه شخصی خود در فضای مجازی اشاره نمود که در آن این بازیگر خبر از حضورش در یک پروژه سینمایی ایرانی را داده بود. پستی که وحید جلیلوند کارگردان فیلم سینمایی «شب، داخلی، دیوار» پای آن کامنتی گذاشته و ابراز امیدواری کرده بود که درآینده نزدیک همکاری با هم داشته باشند. این پیام احتمال حضور این بازیگر ترک در کنار نوید محمدزاده و امیرآقایی در فیلم جدید وحید جلیلوند را تقویت کرده است. گفتگوی کوتاه با مریم دوستی دبیر جشنواره «سلفی ۲۰» بخش پایانی میز خبر بود که به تشریح جزئیات این رویداد هنری پرداخت. افخمی: سینما بیشتر هنر «صدا» است تا هنر «تصویر» در ادامه برنامه «نقد سینما» بهروز افخمی در گفتگو با امیررضا مافی به اهمیت «صدا» در حوزه بازیگری و کلیت «سینما» و فیلمسازی پرداخت. افخمی در ابتدا تاکید کرد: سینما نزدیک به ۱۰۰ سال است که ناطق شده، در این زمان سینما هنر تصویر و صدا به صورت توأمان بوده است و چه بسا بگوییم امروز دیگر سینما بیشتر از آنکه هنر تصویر باشد، هنر صدا است. افخمی: یک بازیگر خوب می داند که احتیاجی به کلوزاپ و التماس به کارگردان برای دیده شدن ندارد. وقتی لحن را درست برگزیده باشی و شدت گفتن دیالوگ هایت را درست انتخاب کنی، مثل آن است که کلوزاپ از تو می گیرند و مخاطب ناخواسته متوجه حضور تو می شود. از این منظر کارگردانی صدا در فیلمسازی اصل است وی ادامه داد: اگر در فیلم ها پرسروصدا و حتی اکشن، صدا را حذف کنید، به سرعت متوجه این واقعیت می شوید که صدا در این فیلم ها چقدر نقش دارد و چقدر ضعف ها را پوشانده است. تمایز میان فیلمنامه رادیویی و سینمایی از دیگر مباحثی بود که امیررضا مافی نکاتی را درباره آن بیان نمود. افخمی در ادامه با نقل قولی از فیلمبردار فیلم های اینگمار برگمن اظهار داشت: زمانی سینما ارزش و حثیت خویش را از دست نداده بود، برخلاف امروز. در همان دوره فیلمبردار برگمن می گوید، اگر برگمن نبود من امروز یک فیلمبردار ساده تلویزیونی بودم. برگمن بود که به من یاد داد سینما یعنی دیالوگ و نور. دیالوگ را او می نوشت و نور را به من یاد داد چگونه با دیالوگ ترکیب کنم تا منظومه درستی شکل بگیرد. این یعنی در اوج دوران سینما، کارگردانی مانند برگمان بر اهمیت توأمان صدا و تصویر تاکید داشته است. این کارگردان سینما دربخش دیگری تاکید کرد: یک بازیگر خوب می داند که احتیاجی به کلوزاپ و التماس به کارگردان برای دیده شدن ندارد. وقتی لحن را درست برگزیده باشی و شدت گفتن دیالوگ هایت را درست انتخاب کنی، مثل آن است که کلوزاپ از تو می گیرند و مخاطب ناخواسته متوجه حضور تو می شود. از این منظر کارگردانی صدا در فیلمسازی اصل است. تأثیر دبلورها و صداپیشه ها در ماندگاری نقش آفرینی برخی بازیگران در سینمای ایران بخش دیگری از مبحث مورد تاکید مافی و افخمی قرار گرفت. افخمی در این حوزه اظهار داشت: حتی بازیگران خوب تئاتر وقتی به سینما می آیند شاید باور نکنند که می توانند با صدای کمتر نقش آفرینی کنند و نمی توانند از تکنیک های بازیگری در تئاتر در سینما بهره بگیرند. کم بازیگری هست که هم در تئاتر خوب باشد و هم در سینما به همان اندازه خوش بدرخشد. بهروز افخمی در ادامه به مرور برخی خاطرات خود از صداگذاری فیلم سینمایی «عروس» پرداخت و نکاتی را در این حوزه درباره تعامل با بازیگران بیان نمود. حریم اخلاقی سینمای ایران؛ ما را چه به جنبش «می تو»!؟ در بخش پایانی برنامه «نقد سینما» امیررضا مافی میزبان احسان شاه قاسمی پژوهشگر و مدرس دانشگاه بود تا به بهانه طرح برخی ادعاهای در رابطه با تجاوز و تعرض جنسی در پشت صحنه سینمای ایران بحث و گفتگو کنند. مافی در آغاز با اشاره به کتاب های ترجمه شده توسط شاه قاسمی درباره فضای اخلاقی حاکم بر روشنفکران و متفکران غربی پرسید که شاه قاسمی در پاسخ به آن اظهار داشت: واقعیت این است که در زمان نبود اینترنت و فضای مجازی ما غالباً تصوری اسطوره ای از فیلسوفان و صاحب نظران داشتیم. برهمین مبنا هم برخی امروز معتقدند برای لذت بردن از یک اثر، باید اثر را از پدیدآورنده اش جدا در نظر بگیریم. از این منظر پرداختن به شرایط فیلسوفان بزرگ غربی دغدغه ام بود و برمبنای مطالعاتی که داشتم و کتاب هایی که در این حوزه ترجمه کرده ام عرض می کنم که اینگونه نیست و اثر را نمی توان از پدیدآورده جدا دانست. این جدایی حاصل افسانه ای است که همه گروه های فکری از لیبرال تا حزب الهی برای خود ساخته اند. مافی: با همه احترامی که برای قربانیان ماجرای تعرض قائل هستم، معتقدم گرته برداری از جنبش «می تو» برای ما نیست. ما به لحاظ فرهنگی شبیه غرب نیستیم و چون شبیه آنها نیستیم، چنین جنبشی هم در ایران نمی تواند شکل بگیرد نویسنده کتاب «فیلسوفان بدکردار» اضافه کرد: از فیلسوفان تا مولف و کارگردان سینما، همه آثارشان در واقع بروندادی از درونیات و مسائل درونی شان است. در غرب هم این تفکیک پذیرفته نیست. عمدتاً در «غرب لیبرال» تلاش می کنند به حریم خصوصی تجاوز نشود اما در هر حال یک فیلسوف متوسط غربی با معیارهای خودش، از یک شهروند عادی بی اخلاق تر است. تاکید دارم برپایه فلسفه ای که خودشان تبیین کرده اند. امیررضا مافی در ادامه با اشاره به شکل گیری جنبش «می تو» در زمینه افشای تعرضات جنسی در سینمای آمریکا و برخی تلاش ها برای رقم زدن جریانی مشابه در سینمای ایران اظهار داشت: با همه احترامی که برای قربانیان ماجرای تعرض قائل هستم، معتقدم گرته برداری از جنبش «می تو» برای ما نیست. ما به لحاظ فرهنگی شبیه غرب نیستیم و چون شبیه آنها نیستیم، چنین جنبشی هم در ایران نمی تواند شکل بگیرد. وی با تاکید براینکه اصل جنبش «می تو» هم در آمریکا به راه افتاد تا بخش هایی از واقعیت نادیده بماند، اضافه کرد: در فرهنگ ما همه چیز متفاوت از غرب است اما گویی میلی وجود دارد تا از ابزارهای شبکه های اجتماعی بهره گیری شود و کاری مشابه آنچه در غرب رخ داده اینجا هم رقم بخورد، در صورتیکه این اتفاق ممکن نیست. در ادامه شاه قاسمی هم با تاکید بر موضع مافی اظهار داشت: در کشور ما این تنها نمونه نیست و غالباً زمانی که می خواهیم از یک پدیده تقلید نماییم، معمولاً شرایط رقت باری پیش می آوریم! درباره اصل جنبش «می تو» و اصالتش می توان ساعت ها صحبت کرد اما همین پدیده با تمام نقدهایی که به آن وارد می نماییم، وقتی به ایران می رسد تبدیل می شود به مجموعه ای از افترا زنی های نامشخص، با منابع نامشخص و در زمان هایی مشکوک! وی افزود: در این شرایط من به سادگی می توانم به هر کسی افترا بزنم اما پس از آن هیچ اتفاقی رخ نمی دهد. اساساً در این شرایط نمی دانیم از چه کسی و در مقابل چه کسی باید دفاع کنیم! وجدان جمعی ایرانی ها آماده دخالت، هم دردی و رفع مشکل است اما از آنجائیکه در اصل جریان اعتراض، تقلیدی عمل کرده ایم، نتیجه نمی گیریم. به خصوص که برخی احساس کرده اند از این نمد می توانند کلاهی برای خود ببافند و از این جریان سوءاستفاده کنند. مافی در ادامه ضمن تاکید مجدد بر احترام به قربانیان واقعی این جریان اضافه کرد: واقعیت این است که اگر چنین اتفاقی رخ می دهد حتما باید به صورت قضایی پیگیری و با خاطیان با سخت ترین احکام برخورد شود، اما در این میان نباید فراموش کرد که فضای سوءاستفاده هم بسیار فراهم است. کافی است اسم کسی تبدیل به هشتگ شود بدون هیچ سندی. اگر فرد موردنظر بخواهد اثبات کند چنین چیزی نبوده دیگر آبرویش رفته، کمااینکه در سنت دینی ما افشای فحشا از اصل فحشا بدتر است. شاه قاسمی: وقتی قتلی اتفاق می افتد یک کارآگاه باید برای تشخیص ورود کند. در همان جنبش «می تو» که گفتیم اصیل هم نیست، باز هم افراد به دستگاه قضایی رجوع و طرح شکایت می کنند، ما اما همه چیز را به دادگاه توییتر سپرده ایم. چه کسانی در توییتر حکم می دهند، آنها که می خواهند تهاجمی موضع بگیرند وی ادامه داد: ما همواره مدافع مظلوم در هر شرایطی هستیم. اما نفس علنی شدن یک ظلم و فساد، دیگرانی که ممکن از چنین خواسته ای را در ذهن خودش داشته باشد را به این نتیجه می رسد که من تنها نیستم و یک «دیگری» شبیه من وجود دارد. همین پیدا کردن «دیگری» که در فلسفه هم مطرح شده، فرد را برای فحشایی که مدنظر دارد توجیه می کند. شاه قاسمی در ادامه به مبحث «تخصص تشخیص» اشاره نمود و اظهار داشت: وقتی قتلی اتفاق می افتد یک کارآگاه باید برای تشخیص ورود کند. در همان جنبش «می تو» که گفتیم اصیل هم نیست، باز هم افراد به دستگاه قضایی رجوع و طرح شکایت می کنند، ما اما همه چیز را به دادگاه توییتر سپرده ایم. چه کسانی در توییتر حکم می دهند، آنها که می خواهند تهاجمی موضع بگیرند. در بخش بعدی این گفتگو شاه قاسمی به تعریف «فساد» و نسبت آن با «قدرت» پرداخت و در ادامه ضمن برشمردن ۲ عنصر «ثروت» و «شهرت» که عامل قدرت هستند، به ظرفیت بالای دنیای سینما برای شکل گیری فساد اشاره نمود. مافی در این بخش با تاکید بر «امکان» فساد در دنیای سینما، وضعیت سینمای ایران در قیاس با سینمای غرب را سالم توصیف کرد. شاه قاسمی در بخش دیگری از صحبت های خود به حساسیت غرب نسبت به برخی مسائل اخلاقی اشاره نمود و اظهار داشت: در همان جهان غرب لیبرال، صاحبان هنر و سینما حساس هستند که یک نقش یا یک فیلم آیا برپایه لیاقت به فردی واگذار شده یا روابط شخصی در آن دخیل بوده است. رئیس بانک جهانی به سبب پستی که به معشوقه اش داده بود، برکنار شد. این تعاملات مبتنی بر فساد در جهان غرب هم پذیرفته نیست. مافی در ادامه اظهار داشت: سینمای ایران به لحاظ ماهوی تفاوت های جدی با سینمای غرب دارد و بنابراین بسترهای فساد هم در آن محدودتر است. هرجا که در سینمای ایران خواستیم شبیه غربی ها عمل نماییم، بستر فساد هم بیشتر فراهم گشته است. بالاخره علیرغم تمام بی اخلاقی هایی که امروز در همه شئون و صنوف ما وجود دارد، در کلیت همچنان انسان هایی اخلاق مدار هستیم. اساسا در سینمای ایران هم فساد وجود دارد اما در قیاس با سینمای غرب، سینمای ایران شریف تر و اخلاقی تر است. هویت اخلاقی ما پاسداری بیشتری از حریم های اخلاقی می کند و این شرایط در سینمای ایران هم حاکم است، هرچند به سبب حضور سلبریتی ها به صورت ناگزیر هر اتفاقی در این عرصه زیر نور و ذره بین قرار دارد این مسائل بیشتر به چشم می آید. عاملان فساد حتما باید با برخورد دستگاه قضا مواجه شوند و حتی موارد اندک هم قابل قبول نیست اما اینکه می خواهیم آنرا تبدیل به موج نماییم و این معنای «فساد» را به کل ساحت هنری و روشنفکری ایران تسری دهیم، قابل قبول نیست. برنامه «نقد سینما» به تهیه کنندگی یوسف بچاری جمعه شب ها ساعت ۲۲ از شبکه پنج سیما پخش می شود. منبع: bibadil.com 1399/06/14 08:18:30 5.0 / 5 1371 تگهای مطلب: ابزار , اثر , اینترنت , برنامه این مطلب بی بدیل را می پسندید؟ (1) (0) X تازه ترین مطالب مرتبط جادوی بردگیم های مدرن در عصر جدید معرفی ارزان ترین و کاربردی ترین لوازم ضروری برای علاقمندان به پیپ معرفی برندهای مطرح بیسیم راهنمای جامع مهارتهای طلایی نقاشی با مداد، خودکار و قلم مو نظرات بینندگان در مورد این مطلب نظر شما در مورد این مطلب نام: ایمیل: نظر: سوال: = ۵ بعلاوه ۵