بی بدیل  - Bibadil  
     تاریخ: 03 آذر 1396    24 نوامبر 2017

طنز و خنده بی بدیل برای شما

. . . .

طنز و خنده عدم نمایش
 
امکانات سایت عدم نمایش
 
وضعیت کاربر عدم نمایش

    نام کاربر         

      کاربر مهمان
 
  ورود به سایت 
   
  عضويت در سایت
 
 تبلیغات عدم نمایش
 
آموزش آشپزی نمایش


 به جامعه مجازی بی بدیل بپیوندید... ورود  ثبت نام
چند تا پَــ نَ پَــ باحال  
بی بدیل - چند تا پَــ نَ پَــ باحال

دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟ میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!

دوستم پریده تو استخر داد میزنه میگه شنـــا کنم ؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ بزار اهنگ تـایتـانیک بزارم آروم غرق شو..!

رفتم مرغ سوخاری بخرم یارو میگه همین‌جوری میبری؟ پَ نه پَ یه شـرت پاش کن جلو مهمونا خجالت نکشه

رفتم سرِ خاكِ مادربزرگم دارم با یه تیكه سنگ كوچولو میزنم به سنگِ قبرش، خانومه اومده میگه میخواى فاتحه بخونى؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ كلید نیاوردم،موندم پشتِ در،منتظرم درُ باز كنه!

 

دم فرودگاه تو قسمت انتظار نشستم ، يارو امده ميگه شما هم منتظر مسافرين ؟ ميگم پـَـــ نــه پـَـــ اينجا نشستم مسافرايي که ميان احساس تنهايي نکنن

رفته بودیم تو باغمون رفیقم گفت میوه هارو چیدین؟ پـَـــ نــه پـَـــ درختا ویروس گرفتن میوه هاشون hidden شده!

نشستم تو کتابخونه درس می خونم ، دختره گوشیش زنگ زده ، بلند بلند حرف می زنه ، بهش چپ چپ نگاه کردم ، می گه وااای داشتین درس میخوندین ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ تمرکز کردم با چشام این میزو تکون بدم !

پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟ گفتم: پـَـ نه پـَـ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه!

با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم. دوستم میگه:شیرِ؟ میگم:پَــــ نَ پَــــ گربه اس باباش مرده ریـش گذاشته!

رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه

پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !

به دوستم گفتم در این درگه که گَه گَه کَه کُه کُه کَه شود ناگه،به امروزت نشو غره که از فردا نهی آگه،بعد گفت این شعره ؟ پـَـــ نــه پـَـــ شاعر خروسک گرفته بود هی هی که گه میکرد

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟ پـَـــ نــه پـَـــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم!

 

منبع: panapa.ir

 
 
تبلیغات
 

 جوک    
  نظر دهید (11)نظر
تاریخ:  1390/06/24 نوشته شده توسط : مدیر سایت
این مطلب را برای دوستتان بفرستید


برخی از نظرات شما:  
خوشحال گفت:
 

من عاشقه پ ن پ هستم!
ممنونم

ملیکا گفت:
 

مرسي خستگي از تنمون بيرون رفت.

آذر گفت:
 

خيلي قشنگ بودند مرسي کلي خنديدم

majid گفت:
 

delam dard gereft az bas khandidam
kheyli bahal bood

  تمام حقوق معنوی سایت بی بدیل طبق قوانین مالکیت معنوی محفوظ میباشد
استفاده از مطالب سایت بی بدیل با ذکر منبع مجاز است.
درباره ما  پیشنهادات  تبادل لینک
سایت بی بدیل دات کام  ،  بی بدیل دات ایران
 
  
>